درحالت کلی انسان یه سری توقعاتی از خودش داره که بر می گرده به نیازهای رو حی و جسمی اش
که باید در درجه اول به اونها توجه کنه بعد توقعاتی که خانواده و دوستان و در حالت کلی اطرافیان نزدیکش ازش دارن
و بالطبع توقعاتی که از اونها داره و در آخر توقعاتی از جامعه ای که در اون زندگی میکنه داره و توقعی که جامعه از اون به عنوان یک شهروند داره
پس نتیجه اولی که میگیریم توقع داشتن یک امر طبیعی در جامعه است که همه ما یه جورایی با هاش در گیریم
به نظر من برآوردن توقعات بستگی به 2 فاکتور اساسی داره توانایی که یه فرد داره و دیگری امکاناتی که در اختیار داره
خب سعی می کنم با چند تا مثال توضیح بدم
فرض کنید من امروز تصمیم بگیرم پزشک بشم و یا دکترا در فلان رشته رو بگیرم به فرض اینکه توانایی اینکارو هم داشته باشم(که ندارم )امکانات
اینکارو ندارم با توجه به مسئولیتهایی که دارم عملا وقتی برای اینکار ندارم پس این توقع بیجایی که از خودم داشته باشم
ما باید چیزی رو از خودمون بخوایم و توقع داشته باشیم که بتونیم از عهده اش بر بیایم داشتن آرزوهای بزرگ به خودی خود بد نیست
و باعث پيشرفت انسان در زندگي مي شه ولي به شرط اينکه از توانايي هامون خارج نباشه
چه بسیار افرادی که به خاطر همین توقعات غلط از زندگی مجبور به دزدی , جنایت, کلا هبرداری و ... شدن و باعث نابودی خودشون شدن
توقعه اینکه نزدیکانمون به ما در زمینه های مختلف نارو نزنن توقع زیاد و بیجایی نیست و مطمئنا اونها هم چنین توقعی از ما دارن
توقع پدر و مادر از فرزندان برای اینکه به نیازهاشون توجه بشه بد نیست بلکه یه جور انجام وظیفه از سوی فرزندان حساب میشه
خانواده من اگر توقع یه ماشین رو از من داشته باشه کاملا توقع بجاییه ولی اگر بخوان که من یه بنز آخرین سیستم
داشته باشم از اونجائیکه از توانایی من خارجه عملا توقع غلطیه
در مورد توقعات جامعه هم که با توضیحات امیر موافقم بالاخره ما یه سری توقعات بجایی از جامعه داریم مثل داشتن امنیت , آسایش و ... به طبع
جامعه هم توقعاتی داره ,که هر شخص در جایگاهی که داره بدرستی عمل کنه و به قوانینی اجتماعی احترام بگذاره
خب علی جان اینا همه اش یه مقدمه ای بود برای جواب به سوال اولت توقع داشتن در زندگی خوبست یا بد ؟
با توجه با مطالب بالا توقع داشتن هم خوبه و هم بد چونکه هم می تونه سازنده باشه و هم می تونه مخرب
آدم توقعی چطور ؟
به نظر من کسی که از زمین و زمون طلبکاره و فکر میکنه همه بوجود اومدن تا او راحت باشه آدمه جالبی نیست
ومن به شخصه حاضر به برقراری ارتباط صمیمانه با چنین افرادی نیستم
ولی بعضی اوقات آدمها توقعی نیستن ما خودمون هستیم که اونها رو توقعی بار میاریم (با محبت بیش از حد و ایجاد وابستگی به خود) وقتی
که مشکلی با این افراد پیدا می کنیم از توقعی بودنشون شکایت میکنیم در صورتیکه به نظر من به جایه اعتراض
باید بریمو تو رفتار خودمون تجدید نظر بکنیم چون این افراد زیاد در بوجود آمدن این توقعات مقصر نیستن
حد و مرز توقع داشتن کجاست ؟
از اونجائیکه انسانها شبیه به هم نیستن و این مسائل هم نسبی هستن پس بدرستی حد ومرزی رو برای این موضوعات نمی شه قائل شد
وحید 6/12/82
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر