کل نماهای صفحه

شنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۲

با سلام به همه دوستان
در باره اصول گرایی و زرنگی (که شاید بتوان آنرا نقطه مقابل یکدیگر در نظر آورد)بایستی گفت بطور کلی این حد حساسیت که بین کشور ما وجود دارد جاهای دیگر اینطور نیست؛یعنی اولا جهانشمول نیست ومسئله روز آنها بشمار نمیرود؛دوما آنها در جریان زندگی عینی خودشان در باره موضوعات این چنینی فرمولهای کاربردی را استخراج می کنند.البته در مراکز دانشگاهی و یا حکومتی( در سالیان اخیر) برای رویارویی با واکنشهای ملتها وشاید بازاریابی کالا های متنوع خودو درراستای شناسایی کشورهاوتمدنهای تاثیرگذارتربه یکسری مطالعات گسترده دست زده اند؛از جمله با وقوع یازده سپتامبربررسی علل وعوامل بنیاد گرایی(ونه اصولگرایی)میباشد.البته همانطوری که مریم.آگفت به هر حال ملتی اصول مورد پذیرش خودش را دارد.ولی آنچه که تفاوت را بوجود می آورد آنست که آنها اسطوره زدایی کرده اند؛امر و یا اصلی رامقدس نکرده اندکه نتوانند آنرا نقد یا بازبینی کنند.ویا در باره زرنگی که وحید گفته ؛اساسا آن چیزی که اینجا زرنگی بازتابانده میشود شاید آنجا امری کاملا طبیعی در ذهن جا معه باشد.درواقع آنجا دوره گذار از ارزشهای اخلاقی به زندگی عملی خیلی زودتر از اینجا طی میشود.اگر هر کالایی (فرهنگی_فکری) نتواند کارکردش را نشان بدهد از صحنه زندگی اجتماعی بیرون می رود و از آن پس در مراکز معنی آنهم به صورت محدود به حیاتش ادامه می دهد.حال اگر این مسایل در حیطه حکومتی (بطور کلی )باشد.استراتژ یست ها آنرا دنبال می کنند.ویا اگر مورد علاقه عمومی باشد حیاتش را در قالب گروه و یافرقه ای ادامه میدهد.نظیر فرقه دیویدینها به رهبری کورش دیویدین در آمریکا ویافالون گونگ درآسیا.بصورت کلی سعی می شود که این گرایشات تحمل شود.اما اگر دولتی احساس کند رواج این تفکر به نوعی افراط در جامعه منجر می شود آنرا سرکوب می کند؛همانطوریکه در آمریکا چنین شد.بنظر من در بررسی اینگونه مسایل بایستی دو جیز را در نظر داشت اولا شناخت آن که با ابزار کاملا جا افتاده علمی امکان پذیر است؛ثانیا بیان موضعگیری فردی در قبال چنین پدیده ها.چرا که اگر این کار را نکنیم این تصور پیش می آید که خواسته ایم نظر شخصی مان رابه مثابه حقیقت عینی جا بیندازیم
25/11/82
هادی

هیچ نظری موجود نیست: