توقع خوبست یا بد؟
وقتی نوزادی چشم به جهان می گشایدبرای ابتدایی ترین نیازهایش وابسته به دیگران است .در آن محدوده سنی نیست که از توقع سر در بیاورد؛خوب و بدش را بشناسد.او به وقت گرسنگی ویا زمانی درد وجودش را بهم می فشاردو...باگریه ی خود کمک می خواهد.دو سه سالی که از عمرش گذشت؛به راه افتادودست وپایش را شناخت از "من خود" آگاه می شود؛خواسته هایش را لیست می کندوبازبان وحرکت اعضای بدنش به اطرافیان می گوید.این خواسته هابیشترحول وحوش: خوراک؛پوشاک؛عروسک؛بازی؛گردش ؛تفریح و...می باشد.هنوز درست وحسابی سر از توقع در نمی آورد؛گمانش اینست که در اولین فرصت به خواسته اش برسد.نخستین آزمون اجتماعی اش در خارج ازمحدوده حانوادگی (مهد کودک-دبستان)شکل می گیردودر آنجا بتدریج می فهمد که قرارنیست همه خواسته ها یش بی چون وچرابر آورده شود.همین جاست که در می یابد مجموعه خواسته هایش از خانواده وتقاضای پاسخ دهی به آنها انتظاری است که می توان به آن توقع گفت.کودک ما بزرگ می شودوتقاضاهایش نیزگسترده تر می شود.می خواهد که در تحصیل؛شغل؛کار؛ازدواج وتشکیل زندگی مناسب حمایت شود.اگر هم چنین نشود از زندگیش عقب می ماندوآزرده می گردد.در مسایل اجتماعی -انسانی هر کس برای رسیدن به خواسته اش بایستی هزینه بپردازد. خدمات اجتما عی مانند امنیت داشتن ،استفاده از امکانات زندگی شهری از جمله توقعاتی است که ما داریم .اگرامنیت نداشته باشیم؛آب وبرق ما قطع شود واکنش نشان می دهیم.منظورم اینه که ریشه برخی از توقعات پاسخ دهی به ضرورتهای زندگیست؛بخشی به زیست ما مربوطست(نیاز برای بقا)بخشی نیزجزو حقوق اجتماعیست(نیاز برای رشدوشکوفایی).قسمت اول جهانشمول است وفرقی نمی کند کجا زندگی می کنیم.قسمت دوم هم حقوق شهروندی ماست که از سوی دولت-سیستم اجتماعی بایستی در اختیارمان قرار بگیرد.تعهد اجتماعی همین جا بوجود می آید؛طبیعی است که همه انتظار داشته باشند در جنگ؛ زلزله و...دولت سکاندار باشد.در مقابل والدین تنها تعهد اخلاقی
دارند(نه اجتماعی)که به فرزندشان برای دست یابی به خواسته اش کمک کنندویا برعکس فرزند والدینش را در وقت لزوم حمایت کند.هما نطور که میدانیم تعهدات اجتماعی تقریبا در همه جوامع بطرف یکسانی(استانداردهای بین المللی )می رود
ولی تعهدات اخلاقی در جوامع گوناگون ؛حتی بین افرادیک جامعه ویک خانواده متفاوتست.مثلا تولد سپهر کوچولورا در نظر بگیریم ؛پدر ومادرش تعهد اجتماعی در این باره نداشتند؛اگر تولد بگیرند تحسین ویژه ای از آنان صورت نمی گیردچون در مجموعه عرف وهنجار جامعه مان قرار دارد.اگرهم نگیرند کسی آنان را مواخذه نمی کند؛گرفتن یا نگرفتن در اینجا فقط می تواند بیانگرانگیزه های شخصی شان باشد به ویژه آنکه سپهر هنوز از این قضایا سر در نمی آورد.ولی چند سال بعدکه فیلم این تولد را دید توقع دارد که تکرار شود؛این نیازواقعی و ضروری نیست بلکه درتاریخ معینی در او بوجود آوردند.پس دسته ای از توقعات رااطرافیان به دلیل انگیزهای شخصی(عاطفی-محیطی)بوجود می آورند؛روشن است که نه این توقعات ونه پاسخ دهی به این توقعات همیشگی ودایمی نیستند.سپهرمی تواند در زندگی آتی اش تولد بگیرد یا نگیرد؛هزینه را بپردازدخانواده اش را دعوت کندیانکند؛شاید دوستانش رادر اولویت اول بگذارد؛جای هیچ گله ای نیست.یعنی اول:توقعات در آغاززندگی در جهت ضرورتهای ما شکل می گیرند.دوم : جزئی از اولویتها ی ما می شوند
سوم :در زمره سرگرمی های فانتزی(اوقات فراغت)ما قرارمی گیرند.در هر مرحله پاسخی درخور همان مرحله جست چون هم شرایط فرد وهم توقعاتش تغییر می کند.بنابراین نمی توان گفت بد یا خوبست زیرامراحل زندگی نیازهای همان مراحل رادارد(که شاید در مرحله دیگر کارایی نداشته باشد).جدا سازی این مراحل می تواند یاریگرمان باشد تا بخشی رادر حیطه حقوق اجتماعی مان(آموزش وپرورش ؛برخورداری از زندگی شرافتمندانه و...که دایمی اند)ازدولت- حکومت بخواهیم وبخش دیگرش راازروابط انسانی بجوییم.دید گاه شخصی ام اینست که هرچقدر آدمی مستقل تر بشودوروی پای خودش بایستد،انتظار می رودتا به نیازهایش وتوقعاتش شخصا پاسخ بدهد.حقیقت آنست که با بالا رفتن سن توقعات از محدوده مسایل ضروری مادی زندگی به گستره معنوی-عاطفی کشیده می شود.اوج رشدوبلوغ انسانی آنجاست که بتوانیم نیازمان راشناخته،درجهت برطرف سازی آن بکوشیم ؛توقعاتمان(به ویژه بخش مادیش)را درسطحی نگهداریم که بتوانیم شخصا آن را برآورده کنیم .بخش غیر مادیش را هم می توانیم از منابع حقیقی بگیریم (چه حکومت-دولت؛چه انسانی )اخذ کنیم.از سوی دیگر تا جایی که امکان داشته باشد یاور آدمها باشیم تا به نیاز انسانیشان برسند؛گمانم اینست که عرفای حقیقی ما دنبال چنین مفهومی بوده اند.پایان کلام :درآغاز زند گی کفه اقتصادی -مادی سنگین تراست که بتدریج به طرف کفه عاطفی -فرهنگی می چرخد.دسته ای از توقعات عینی اند که بایستی از جانب مراجع اجتماعی برآورده شوند.پاره ای نیز دردوره های معینی مطرح می شوندکه پاسخ دهی به هنگام آنها؛در روندرشد عاطفی -شخصی مان تاثیر مثبت دارد.اگر هم مهیا نشود ضرر آنچنانی برما وارد نمی شود.تاجائی که امکان داردبه امکانات وظرفیتهای واقعی خودمتکی باشیم ؛اگر در مسیر از یاری کسی برخودار شدیم سپاسگزار(نه طلبکار)ش باشیم.هادی 82/12/3
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر