ژراردونروال 1808-1855
گروهی از نقادان بر این عقیده اند که چهارشاعر بزرگ قرن نوزدهم عبارتند از:نروال ,بودلر,رمبو و مالارمه
مارسل پروست نویسنده بزرگ قرن بیستم ,نروال را همدوش شاتو بریان و در نخستین شمار نوابغ بزرگ قرن نوزدهم قرار داده است
دوستان وفادار نراول با وی چنان بسر می برند که گوئی با برادر دانشمندتر و مهربانتر زیست می کنند
آثار نراول شراره های تاریک و روشن برگرد خود می پراکند زیرا نمی توان دانست در آثار وی روشنی بیشتر است یا تاریکی.12 قطعه
موسوم به ((خیالبافی ها ))میوه طلایی سفری است که نروال در گودالهای بی انتهایی انجام داده که پیش از او آفریده ای را بدانجا
گذرنیفتاده است نروال بهمراه همزادی که همواره در اوست و خود اوست تا آخرین حد رویا تجربه شاعرانه اش را بهمراه می برد و بیش از او شاعری
چنین نکرده بود نروال جهان سرخ و سیاه را با چشمان روشن خود خیره می نگرد و از سراشیبی معجزه آسای آن تا قلب تهی سرازیر میشود
و از دیدارهای خود با رویا ناب ترین پیوند های ادبی را به ارمغان می آورد عبارت خوش آهنگ و نیمه شفاف نروال قدرتی بزبان فرانسه داده است
که تا زمان او ناشناس بود
گر چه نروال در شمار شاعران رمانتیک فرانسه است اما اشعارش دارای خصوصیاتی است که در کار شاعران تازه جوی پس از او بسیار موثر
افتاده است و در واقع گوینده توانای ((خیالبافی ها))هنوز تاثیر قابل ملاحظه ای در اندیشه شاعرانه شعر کنونی فرانسه داراست
نقطه سیاه
هر کس خیره در خورشید نگریسته باشد
می پندارد که همه جا بر گردش
لکه ای کبود با سماجت ,در هوا ,در پرواز است
من نیز آنگاه که هنوز جوانتر و گستاختر بودم
دمی جرات یافتم که دیده بر (افتخار و شهرت) خیره کنم
از آنگاه در چشم آزمند من نقطه ای سیاه بجا مانده است
از آنزمان هر جا که نگاهم درنگ می کند
می بینم این لکه سیاه نیز همچون نشانه سوگواری, بر آن فرود می آید
عجبا این لکه همواره میان من و خوشبختی حائل است
زیرا تنها عقابست
تنها عقابست که می تواند بی زیان در (خورشید )و(شهرت و افتخار)بچشم تماشا بنگرد
وحید 5/1/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر