کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۲

وقتی حس می کنی مالکيت يه چيزی را داری وقتی حس می کنی هر چی که داری خداوند به تو داده مثل يه استعداد مثل يه عشق مثل يه علاقه يا حتی ثروتی که فکر می کنی از پدرت بهت رسيده، فقط رسيده، اينکه به کجاها باهاش می خوای همسفر بشی به اينکه چطوری نگهش داری و رشدش بدی همه و همه با خودته . اينکه تو چه مسيری باشه . وقتی حس می کنی با دستهات می توانی کاری انجام بدی می فهمی که قبل از تو کسی آنها را تويه وجوده دستهات گذاشته و وظيفه حفظ و نگهداريش و به تو سپرده . فقظ يه سوال برام مونده وقتی می دونی تمام سرنوشت بنده هات از اول تا آخر چی ميشه وقتی می دونی تو اين دنيای مادی که هر روز داره پستر و پستر ميشه و تمام اتفاقات براساس قضاوت خودته ..نمی دونم شايد ما بايد به چيزی دلخوش باشيم ولی زندگی ما فقط داشتن آن استعداد نيست برای استفاده بايد تمام وسايلش و خودمون تهيه کنيم از رنگ و قلم و بوم هزارتا بند و بساط ديگه به غيراز وظايفی که برای رشد خودت احتياج داریوقتی احساس می کنی نمی تونی وظيفت و درست انجام بدی انگار يه بار سنگينی روی شونه هات سنگينی می کنی و مشکل اينجاست که نمی تونی به هيچ کسی بگی چته نمی تونی بری سوالت بپرسی و کسی هم جوابی برات نداره نهايتش بهت ميگن راه حلش خيلی سادست وسايل نقاشيت و بزار کنار و از فردا ديگه هيچ تصويری و نکش .يا بالخره يه احمقی پيدا ميشه و تابلوهات و می خره ، ديگه نمی دونن نياز آدمها با هم يکی نيست دستهات وقتی مي خواد تصويری و نقش بزنه و نمی تونه شروع می کنه به ذوق ذوق کردن و تو اين واقعيت و نمی تونه به کسی بگی، فقط خودت و می اندازی تويه اتاق تاريک دستهات و می گيری بقلت و خودت قايم می کنی تا کسی اشکهای تورو به خاطر درد دستهات و درد زخم وجودت نبينه . چون می دونی تجسمش براشون اصلا امکان نداره .اينکه مواظی باشی تو اين بازار نامردی آسيبی بهش نرسه .مواظب باشی درست ازشون استفاده کنی مواظب باشی به لجنزار کشيده نشه چه برسه به اينکه يه احمقی هم خريدار باشه، هر چی دورو ورت و نگاه می کنی همه تصويرها چرکن . هيچ روزنه سفيدی نيست . احساس می کنی يه وزنه چند تونی به دستهات آويزونه که بايد با خودت بکشی يه بار سنگين رو وجودته و يه درد همش همراهته وديگه برات اهميت نداره اطرافيان چی درموردت فکر می کنن می ری يه گوشه آروم تو لاکه خودت فرو ميری مجبور نيستی ديگه نقش يه آدم خوب و خوش سره حال بازی کنی حداقال می پرسن چش شده هر چند نه تو می تونی جواب بدی نه آن می تونن جواب بگيرن با استدلالهای خودشون چند وقت مشغولن بعد از يادشون ميره .
اين نگهداری و دور موندن از چرکی، تهيه وسايلی که بايد باهاشون زندگی کنی ، حفظشون کنی، به چه قيمتيه ؟
fereshte7.blogspot.comبرگرفته از وبلاگ

هیچ نظری موجود نیست: