کل نماهای صفحه

جمعه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۲

با سلام خدمت همه دوستان
راستشو بخواهین داشتم تو یادداشتهام میگشتم که به شعری از ریتا احمد پناهی رسیدم فکر کردم شاید به مناسبت آخرین روز زمستان بی مناسبت نباشه.
زمستان در خانه من
همه می پندارند /که زمستان،گه برف و گه باراناست /مادرم با من گفت : که زمستان وقتی است ، /که سراسر سرد است /که سراسر سیه است/
در شگفتم که چرا هیچ نگفت ، /که فریب و نیرنگ / که شقاوت ، که ریا / چو زمستان سیه و / بد نام است
شهاب1382/12/30

هیچ نظری موجود نیست: