گذشته يا حال يا آينده
به نظر من نگاه کردن افراطي به هر کدام از اين 3 زمان اشتباهه, اينکه ما در گذشته اينجوري بوديم و اونجوري
فکر نمي کنم دردي رو دوا کنه .آدمي که فقط به فکر الان خودشه و به آينده هيچ فکري نمي کنه به نظر من اشتباه مي کنه
و بالعکس کسي که به حال خود توجه نمي کنه و همش به فکر آينده اش اونهم اشتباه است
هر شخصي بايد در درجه اول بايد خودشو بتونه نقد کنه. گذشته خودشو ببينه, نقاط ضعف و قوت خودشو تحليل کنه و بعنوان تجربه براي
حال و آينده اش استفاده کنه. نه اينکه بشينه و افسوس بخوره .من خيلي آدما رو مي شناسم که 20 ساله پيششون ميشيني ميگن
بابام اين اشتباه رو کرد, بابابزرگم اون اشتباه رو کرد. يه دفعه به يکيشون گفتم خب که چي ؟اونا اشتباه کردن! قبول. تو چرا داري درجا ميزني
حتي در مورد جامعه اي هم که زندگي ميکنيم هم اين موضوع صادقه. هنوز بعضي ها تو افتخارات دوران ساسانيان و اشکانيان سير مي کنن
اينکه دوران هخامنشي توسط کوروش و داريوش تمام دنيا دست ما بود; خب الان چي ؟من نمي گم به تاريخمون افتخار نکنيما
اتفاقا برعکس ما بايد خيلي خوشحال باشيم که انقدر تاريخ غني داريم و کشورمون داراي گذشته پر فرازو نشيبيه
حرف من اينه بجاي اينکه افسوس بخوريم, بيايم از اين موضوعات درس عبرت بگيريم و اشتباهي که اونا مرتکب شدن رو ما نشيم
و اگه يه حرف و يا عمل مثبتي داشتن بتونيم استفاده کنيم .مثلا همين وصيتنامه داريوش که اتابک تو وبلاگ گذاشت
باور کنيد اگه نيمي از اون مطالب تو کشور ما انجام بشه مطمئنا مشکلات زيادي از مملکتمون حل مي کنه
هرچند اين مطالب براي 2500 ساله پيش باشه
يه روز با هادي خونه نغمه اينا بوديم, نغمه در مورد کتابي که داشت مي خوند با هادي صحبت ميکرد ;گفت تو کتاب نوشته که نبايد به
تاريخ کشورتون توجه کنيد ,نبايد به گذشته ها فکر کنيد ,اينکه که ما چي بوديمو چي شديم .هادي سوال کرد نغمه اين نويسندش کجايي
نغمه گفت:آمريکايي.هادي هم گفت بايدم اين حرفو بزنه;چون آمريکايي ها تاريخي ندارن که بهش فکر کنن پس عجيب نيست اين حرفو بزنه
جدا از اين صحبتها من بشخصه در مورد شخصيت انسانها هم به گذشتشون خيلي اهميت ميدم يه مثال ساده بزنم بشخصه هيچ وقت گول
اين آدماي به اصطلاح اصلاح طلب رو نخوردم, چون تمام اين آدمها پرونده هاشون هست که تو گذشته چي کاره بودن الان هم مجبورن
اينجوري خودشون رو نشون بدن و گرنه به موقش از هر ديکتاتوري بدترن. هميشه در مورد آدمهاي سرمايه دار خيلي دوست دارم بدونم
چه جوري به اينجا رسيدن جالب اينه که بيشتر از %90 اين آدمها از صفر شروع کردن و با زحمت و تلاش خودشون بوده که
به اينجا رسيدن .بعضي آدمها تو اين شرايط گذشته طرف رو به رخش مي کشن مسخرش مي کنن ولي بشخصه با ديدن چنين افرادي
از اينکه اين افراد تونستن پيشرفت کنن به کارم بيشتر دلگرم مي شم
در مورد حال و آينده هم به نظرم آدم براي حالش بايد زندگي کنه ولي با نگاهي به آينده نميشه آدم به آينده اش بي تفاوت باشه
تو ایران هر دفعه من توریست از آسیای شرقی دیدم همشون پیر بودن; همیشه فکر می کردم پیراشون میان ایرانو ,جواناشون هم
حتما اروپا و آمریکا .ولی با چیزی که تو سالن ترانزیت هنگ کنگ و توکیو دیدم ;فهمیدم اشتباه می کنم چون آدمهایی که تو تورهای مسافرتی بودن
میانگین سنی بالای 70 سال رو داشتن. فهمیدم اکثر جهانگردها تو این کشورها تو این سن هستن دوران جوونی سخت کار کردن
حالا هم دارن دور دنیا رو می گردن .شاید این موضوع تو اون منطقه کاملا جا افتاده باشه ولی من بشخصه با این سیستم مخالفم
چونکه بنظرم آدمها تو سنین جوانی و قبل از اینکه از کار بیفتن میتونن از زندگی لذت بیشتری ببرن
در نتیجه سعی کنیم
از گذشته عبرت بگیریم ;برای حال زندگی کنیم ;به فکر آینده باشیم و هیچ وقت امید در زندگی رو از دست ندهیم
وحید 11/2/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر