کل نماهای صفحه

پنجشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۳

وطن
پیش از آنکه بخواهیم موضوع وطن پرستی را مورد ارزیابی قرار دهیم بنظر من باید به تعریف درستی از وطن برسیم به راستی وطن چیست؟ محلی که در آن متولد شده ایم یا سرزمینی که در آن زندگی می کنیم و شاید فضایی که در آن رشد میکنیم بر اساس اینکه چه تعریفی از وطن ارائه کنیم آنگاه روابط و وظائف متفاوتی را می توان بین انسان و موطن او تبیین نمود اما من امروز تصمیم دارم که از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنم وطن من در هیچ نقشه جغرافیایی نمی گنجد چرا که اساسا از نوع جغرافیا نیست وطن برای من جایی است که همگان حس مشترکی دارند هرچند که شاید زبان مشترکی برای بیان آن حس نداشته باشند مثلا می توان رامتین را از اهالی کاپوچینو دانست جایی که من در آن رشد فکری کردم چند روز قبل من هموطنی به نام فاطمه را کشف کردم دریای بیکران احساسات نا ب هرچند که شاید نتوانم به زبان او صحبت کنم چون من در طول زندگیم هیچگاه با شعر ارتباط برقرار نکرده ام امیر را دوست دارم بدلیل آنکه از نوع آدمهایی است که در کافه نادری می دیدم این هنر را دارد که پیچیده ترین مفاهیم را در قالب عامیانه بیان کند سالهاست که صحبت با سعید را غنیمت میشمارم هرچند که اگر یک سال هم سراغی از او نگیرم او نیز از ما سراغی نمی گیرد اما هیچگاه شکایتی نداشته ام چون نوع زندگی او را میفهمم و میدانم که به عنوان یک پدر در خارج کشور چه وظیفه سنگینی دارد سعید از آدمهایی است که روحیه مسیح گونه دارد گاهی خود را محکوم به این میداند که غم همه دنیا را بر دوش بگیرد هموطن دیگری به نام سوزان دارم ویژگی سوزان پختگی اوست تحلیلهایش همواره مختصر اما جامع است نوع بیانی که من خیلی دوست دارم اما علی یادگا ر دورانی است که پشت میز مدرسه بودیم دوران پاکی و سا د گی گلایه علی خیلی بدلم نشست اینکه بمن فهماند که چقدر سهل انگارم و از طرفی قند دردلم آب شد زیرا علی مرا در حلقه دوستان خویش می بیند که آنگونه لب به شکایت باز میکند شکایت علی از آن اتفاقاتی شد که مرا بیش از پیش به موطن خویش وابسته کرد هادی یاد آور پدر خوانده است نمی شود به راحتی او را در تعاریف روز مره گنجاند گاهی در هیات استادی فرهیخته ظاهر میشود گاهی هم مجموع نقیضین است مثلا یک لیبرالی که می توان او را رادیکال دانست در یک کلام آدم پیچیده ای است چندی است که از این هموطن بی خبرم امیدوارم هرچه زودتر دوباره ما را به یکی از آن نوشته های ناب میهمانی دهد و اما وحید همانست که او را میبینیم بدون کم و کاست یک رفرمیست که می تواند اپزیسیون هم باشد همیشه دنبال نوعی دموکراسی است اما در چهارچوب خاصی که خودش دوست دارد اما اعتقاد او به سخن گفتن مشخص ترین بارزه ایست که من در باره وحید دوست دارم راستی هموطنان در موطن کاپوچینو من چگونه شهروندی هستم؟
توضیح نگارنده متن فوق بنا بود که یک مقاله در باب ناسیونالیسم باشد اما یک نوشته سورئال از آب در آمد از دوستانی که نام آنها را از قلم انداخته ام معذرت میخواهم بر من خورده نگیرید زیرا بصورت مستمر نمی نویسید راستی علی قالب جدید بلاگ خوب از آب در اومده همینجور نگهش دار در سایه حق سرافراز باشید رامتین

هیچ نظری موجود نیست: