کل نماهای صفحه

یکشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۸۳

گذر زمان در اینجا و اونجا

با سلام
یکی از چیزهایی که برای من جالبه و این روزا فکرم را خیلی به خودش مشغول کرده اینه که خیلی ها از جمله خود من این احساس را دارند که گذر زمان در کشور های صنعتی سریعتر است در مقایسه با مثلا ایران و مردم وقت کافی برای خیلی کارها ندارند. من فکر می کنم چند چیز می تونه دلیل این احساس باشه. اول از همه اینجا توانایی انجام خیلی کارها هست. از کوهپیمایی و اسکی و اسکیت گرفته تا ماهیگیری و عکاسی و کمپینگ و هزاران هزار فعالیت دیگه که انجامشون در صورت داشتن وقت پول چندانی نمی خواهد و تقریبا برای همه امکانش هست. به عقیده من وقتی یک مدت زمان خاص و گزینه های بسیاری در پیش رو داریم خود به خود این احساس پیش می یاد که وقت نداریم و همیشه احساس می کنیم که چیزی هست که می خواهیم انجام بدیم اما فرصتی نیست برای انجامش. دلیل دومی که به نظرم می یاد اینه که عموما کاری که در زمان مشابه در ایران و مثلا کانادا انجام می دهیم حجم آن در کانادا بیشتر است تا ایران. تا جایی که من به خاطر دارم در ایران بخش عمده کار سبک و تفریحی بود، بنابر این زمان هم کند تر می گذرد. دوستانی که فروشگاه چشمک که من در آنجا کار می کردم را دیده اند متوجه می شوند که من چه حجمی از کار را باید در یک روز انجام بدهم وقتی فقط در فروشگاهی به همان ابعاد و با همان ترافیک مشتری، فقط دو نفر کار می کنیم. پس به قول معروف تا چشم به هم بگذاریم روزمان شب شده. دلیل دیگری که به ذهنم می رسه اینه که در ایران اگر دوازده ساعت در روز هم کار می کردیم اگر لازم بود کاری را در وسط روز انجام بدیم حالا چه کارفرما بودیم چه کارمند، همیشه یه راهی وجود داشت که از کار جیم بشیم و کارمون را انجام بدیم اما این ور آب این خبرها نیست. مثلا خود من با هزار مشکل تونستم چک آپی را که همه سالیانه انجام می دهند را بعد از سه سال دیروز انجام بدم. بد نیست بدونید که این تست سالانه مجانی است. این را گفتم که یه عده ای نگن از خساستم نرفتم آزمایش بدم. این مختصری بود از آنچه به ذهن من رسید، خوشحال می شم که بدونم شما چی فکر می کنید؟ من معتقدم شما مجبور نیستید که تجربه زندگی در خارج از ایران را داشته باشید تا بتونید نظر بدید. همه کم و بیش با سبک زندگی مردم در کانادا و آمریکا و ... آشنا هستید، اینطور نیست؟ 

سعید

هیچ نظری موجود نیست: