کل نماهای صفحه

شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۳

بدون عنوان

با سلام
اول از همه باید به داداش علی خودم خسته نباشید بگم که به قول وحید در جریان مسابقات جام ملت ها سنگ تمام گذاشت. مطمین هستم که با کمبود وقت و گرفتاری های روزمره زندگی، از وقت استراحت و تفریح- البته اگر وجود داشته باشه- به این موضوع اختصاص داده. در مورد آنچه وحید اشاره کرد باید بگم که من اقلا روزی سه تا چهار بار وبلاگ رو چک می کنم و تمام مطالب و کامنت ها رو می خونم. نمی تونم بگم که از همه اش به یک اندازه لذت می برم اما هیچ کدامتان نمی توانید میزان تاثیر مثبتی که این وبلاگ در زندگی و روحیه من داشته را متوجه بشید. تا حالا به این موضوع اشاره ای نکرده بودم چرا که فکر می کردم یک موضوع کاملا شخصی است و علت آنکه امروز به آن پرداختم این بود که احساس کردم یه جورایی این وبلاگ، وبلاگی نیست که یک ماه پیش بود. در هر حال من هنوز هم فکر می کنم که سکوت بعضی به دلیل مشغله و تب فوتبال است. توجه به اینکه بحث نوشتن در وبلاگ یک بار به طور مفصل مطرح شد، من به شخصه فکر کردم که داستان کاملا روشن شده و اگر مطلبی از کسی نمی بینیم حتما به دلیل نداشتن وقت و یا گرفتاری خاصی است. در هر حال من فکر می کنم که ادامه بحث اینکه آیا باید بنویسیم یا نه؟ و چی باید بنویسیم کاملا بیهوده است و هر کی با موضوع مشکل داره می تونه به آرشیو مراجعه کنه و دوباره مطالب مطرح شده را بخونه (البته این نظر شخصی منه و می تونه غلط یا درست باشه لطفا دلخور نشید). به هر حال من یکی، بعد از دو ماه و اندی که از شروع به نوشتنم در وبلاگ می گذرد تنها به یک چیز فکر می کنم و آنهم این است که باید این ارتباط را حفظ کرد حال اگر به این قیمت باشد که من ساعت یک بعد از نیمه شب بعد از شانزده ساعت کار که می یام خونه برم سر کامپیوتر و یه مطلب بنویسم و فقط سه یا چهار ساعت بخوابم. ضمنا باید بگم که این مطلب رو خطاب به همه نوشته ام و امیدوارم که به شخص خاصی بر نخوره
در آخر از همه اونایی که می تونن بنویسند چرا ما روحیه کار گروهی را نداریم خواهش می کنم دلیلش را بگن چرا که من سالهاست که به این موضوع فکر می کنم اما تا حالا نتیجه ای عایدم نشده

امضا: سعید دلخور که مجبور شد چیزایی رو بگه که دلش نمی خواست بگه

هیچ نظری موجود نیست: