کل نماهای صفحه

جمعه، تیر ۲۶، ۱۳۸۳

هر چه ایران می کشد از دست قلیان می کشد

توضيح واضحات: در پي اعلام ممنوعيت استعمال قليان - بايّ نحو کان - در کليّه اماکن عمومي، طبع ني قلياني اين کمترين، به شرح مکشوف و مبسوط زير به غليان افتاد. چرت و پرت نفرموده‌اند اگر فرموده‌اند:
« آتش گذار بر سر قليانم اي عزيز!و آنگه ببين که دود دل من چه مي‌کند»

قليان ممنوعه
در جهان، هر کشوري رنجي ز دوران مي‌کشد   يک زماني آشکار و گاه پنهان مي‌کشد
في‌المثل ترکيه از لائيک نادان مي‌کشد      روسيه از بي‌خدايان فراوان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد از دست قليان مي‌کشد
***
در بلاد کفر دارد فسق بالا مي‌رود           گر نرفته سابقا بالفرض، حالا مي‌رود
از شروع کارشان «بسمه تعالي» مي‌رود    هر چه خارج مي‌کشد، از دست شيطان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد از دست قليان مي‌کشد
***
گشته آمريکا فرو تا خرخره توي فسا      دفسق و فحشا و جنايت، رو به رشد و ازدياد
لعنته الله علي بوش و علي ابن زياد       چون که هر چه مي‌کشد، زين نامسلمان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
انگليس افتاده در همجنس‌بازي مثل خر (۱)       مي‌کند همجنس با همجنس پروازي دگر (۲)
مردکي مي‌گفت دارد بيست تا دوست پسر          دانم آخر کار اين کشور به بطلان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد از دست قليان مي‌کشد
***
يک کسي يک شب به من مي‌گفت: فردا مي‌پري               مي‌روي بازار، فيلم تايتانيک مي‌خري
يک «جک»ي آنجاست لامصب به چشم خواهري (۳)    پشت هم تصوير «رُز» را لخت و عريان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
برخلاف خارج و اين خارجي‌هاي خلاف       کشور ما  کمپلت از هر خلافي گشته صاف
کرده شيطان واقعا در کشور ايران غلاف         اين ميان يک خرده تنها از جوانان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد از دست قليان مي‌کشد
***
حمل و نقل شهري ما کاملا باشد روان                      شد ترافيکش نمونه توي کل اين جهان
ظرف نيم ساعت رسي از شوش، ناف شيمران (۴)   در عوض «شورا» چه زحمت‌ها به تهران مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد از دست قليان مي‌کشد
***
جاده‌هامان واقعا از عيب و نقصان خالي است      گوش شيطان کر، تمام جاده‌هامان عالي است
اين تصادف‌هاي جزيي هم ز بداقبالي است         چون وزير راه جداي جاده ميزان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
هر چه اوقات فراغت هست کلا پر شده              ماهواره نانش اينجا عينهو آجر شده
در حقيقت نسل ما وصل به آب کر شده      روي تفريحات سالم رنگ عرفان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
نسل دانشگاهي ما از تکبر عاري است         کاملا آماده انجام هرچه کاري است
در کنار درس و دانشگاه آنچه جاري است    عصرها هم هي مسافر توي پيکان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
دختر از خانه دگر کمتر فراري مي‌شود       غالبا مشغول استغفار و زاري مي‌شود
آن پسر هر کز غريزه سوي ياري مي‌شود       دور آزار و اذيت، خط نسيان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
شل حجابي که زماني مثل يک مد گل کرد گل     ديگر اکنون ريشه‌کن گرديده جزئا يا به کل
و آن که سابق مي‌شدش شلوار پا پيوسته شُل        ديدمش هي کش درون ليف تنبان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
هيچ زنداني سياسي نيست در زندان ما        جز هفشده تا که مي‌باشند چون کهمان‌ما
تازه حتي يک کسي چون يوسف کنعان ما      در روايت هست کايشان نيز زندان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
مشکلات مملکت يا کلهم حل گشته است     يا که ضيق وقت بوده، گاه منحل گشده است
لاجرم چون وقت اقدامات اکمل گشته است    تطرح‌هاي «سانتريفوژي» به دوران مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
مولوي در «بشنو از ني چون حکايت مي‌کند» (۵)         در حقيقت از ني قليان روايت مي‌کند
او به اسم ني ز شمس‌الحق شکايت مي‌کند          چون که ديده شمس را بالمرّه قليان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
***
پيپ و سيگار و چپق را انفرادي مي‌کشند              کاملا بهداشتي، بسيار عادي مي‌کشند
ليک قليان را جماعت انتقادي مي‌کشند    شخص قليان‌کش از اين پس طرح عصيان مي‌کشد
هر چه ايران مي‌کشد، از دست قليان مي‌کشد
«از قارئين محترم التماس دعا دارم» (۶)
پاقلياني‌ها:
(۱) از عزيزان خر جماعت معذرت مي‌خواهم. به از اسب نباشند، خر هم حيوان نجيبي است. نبايد به هر بهانه‌اي به آن توهين کرد.(۲) از جناب سعدي عليه‌الرحمه به خاطر استفاده و ايجاد انحراف در شعرش معذرت مي‌خواهم.(۳) از برادر متعهد و هنرمند اصولگراي غرب، آقاي «لئوناردو دي کاپريو غله» معذرت مي‌خواهم.(۴) شيمران در اصل همان «شميران» است که بخاطر تخريب بي رويّه باغات(!) آن بدين شکل در آمده است.(۵) از حضرت ملاي روم نيز به جهت تحريف معنوي «ني» ايشان در ارتباط با «شمس» معذرت مي‌خواهم.(۶) و از شما خواننده و بيننده و شنونده محترم و محترمه نيز به هکذا!!
 
 
دیدم شعر وبلاگ کم شده وحید هم بی خیال اون خانومه شده گیر داده به یک سید خدا یک شعری از علیرضا رفیع براتون نقل کردم برای تغییر ذائقه           رامتین

هیچ نظری موجود نیست: