آن که ميگويد دوستات ميدارم
خنياگر ِ غمگينيست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار کاکُليي ِ شاد
در چشمان ِ توست
هزار قناريي ِ خاموش
در گلوي ِ من
عشق را
ای کاش زبان سخن بود
آن که ميگويد دوستات ميدارم
دل ِ اندوُهگين ِ شبيست
که مهتاباش را ميجويد
اي کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهي ِ گريان
در تمناي ِ من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
شاملو
هادي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر