کل نماهای صفحه

پنجشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۸۳

برای پدرام وکامنتش درباره عاشقانه

از سبزی باغ پشت پنجره ها که بگذری به خنکای خیس سروها می رسی.  پای در آبی روان جوی، به آنسوی سمت سبکبال سکوت نگاهی بینداز و فالی از فروغ در روشنان صحبت ماه و ستاره بگیر. خیره به خواب خستگی ها، بامداد را بجوی! آنگاه است که فهمی از عبور از معبر علاقه و عاشقی خواهی داشت

سعید

هیچ نظری موجود نیست: