کل نماهای صفحه

یکشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۳

يك خبر داغ

با سلام به همه دوستان.والا غرض از مزاحمت اين بود كه بگم (خوب آقا جون فايده نداره كه بگم گرفتار بودم ولي ميگم
از اون موقع كه از خارجه برگشتم كلي مكافات از نوع ايرانيش محكم خرد تو سرم حالا بماند توصيفش ولي فقط بگم كه بعضي روزها فقط 15 دقيقه استراحت ميكردم كه اون هم صرف رسيدگي به شكم ميشد و تو اين چند ماه نشد 1 روز دل سير بشينم با دوستان همكار صحبت كنم چه برسه به اومدن به نت و خوندن وبلاگ.خلاصه داشت ديگه يادم ميرفت كه بعله 1 زماني وبلاگ گردي ميكرديم اين شد كه يواشكي با ترس و لرز اومدم ببينم چه خبره كه ديدم به انگار فقط من نبودم كه غيبت داشتم و اينجوري كلي از عرق شرمندگيم خشك شد.اميدوارم از اين به بعد با اينكه مشغلم كمتر نشده ولي بيام و از مطالب دوستان استفاده كنم.

سوزان


هیچ نظری موجود نیست: