واقعیت اینست که سکس باید متحول شود نه اینکه سرکوب شود و یا تاحد جنون پیش برود
تنها راه ممکن برای متحول کردن سکس دست یافتن به هشیاری عمیق و مراقبه گونه است
درست همانطور که برای تبدیل خشم به انرژی های خلاق عمل می کنیم در مورد سکس هم
باید به کیمیاگری بپردازیم به سکس بپردازید ولی با یک وجود هشیار و آگاه و گوش به زنگ
اجازه ندهید که سکس به نیروی ناخودآگاه بدل شود زمام اختیار خود را به دست او ندهید و
دنباله رو آن نباشید با آگاهی ادراک و عشق به سکس بپردازید ولی از این تجربه ی جنسی
یک مراقبه ی عمیق بسازید به هنگام سکس مراقبه کنید تا ببینید هنگامی که در حین عمل
جنسی مراقبه می کنید کیفیت آنرا تا چه حد تغییر می دهید و چگونه می توانید انرژی جنسی
را بسوی آگاهی و بینش درونی سوق دهید این همان کاری است که شرق به وسیله تانترا انجام داده
است به این وسیله می توانید در حین تجربه جنسی حتی در اوج انزال چنان هشیار باشید
که در هیچ حالت دیگری هرگز نمی توانید باشید زیرا هیچ تجربه ی دیگری تا این اندازه
عمیق و جذاب نیست هیچ تجربه ی دیگر چنین تمامیتی ندارد شمابه هنگام انزال جنسی
با تمام وجود جذب می شوید همه و همه ی وجودتان درگیر حس انزال و در حال ارتعاش
است شما با تمام وجود خود در این جریان حضور دارید بدن و ذهن شما هر دو در این فعالیت در گیر
هستند در این حالت فکر کردن کاملا متوقف می شود و شما حتی شده فقط برای یک ثانیه
در اوج لذت به سر می برید در اینحالت جریان فکر کاملا متوقف می شود چرا که شما
در این لحظه چنان تمامیت دارید که دیگر نمی توانید فکر کنید جسم شما در اوج انزال جنسی
حضور دارد وجودتان آنجا هست ولی بدون فکر کردن اینجاست که اگر بتوانیدهشیار
و آگاه باشید سکس می تواند دری به سوی الوهیت شود و اگر گوش به زنگ باشید
این هشیاری شیرین می تواند به لحظات دیگر زندگی شما سرایت کند و اندک اندک به بخشی از
وجود شما تبدیل شود به گونه ای که در همه حال به هنگام غذا خوردن راه رفتن و یا کار
کردن نیز این انرژی را همراه خود داشته باشید هشیاری عمیق از راه سکس هسته ی
عمیق وجود شمارا لمس کرده است و اینک می توانید آنرا همه جا و در همه حال
با خودتان همراه داشته باشید و به این ترتیب واقعیتی تازه را تشخیص دهید
واقعیتی که می گوید این سکس نیست که به ما سرور و شادمانی می بخشد این سکس
نیست که به ما شعف می دهد بلکه این خالی شدن ذهن و درگیر شدن کامل همه ی وجود ما
در عمل جنسی است که احساس سرور و شعف را به همراه دارد هنگامی که به این سطح
از آگاهی و روشن بینی برسید آنگاه سکس هر چه کمتر و کمتر وکمتر مورد نیاز خواهد بود چرا که
حالت سکون ذهنی را بدون عامل جنسی نیز می توان ایجاد کرد تمامیت داشتن وجود بدون
سکس هم ممکن است ایجاد شود مراقبه هم یعنی همین و سرانجام لحظه ای فرا خواهد رسید
که ابدا به سکس نیازی نیست واقعیت این است که سکس همیشه متکی به دیگری است
بنابراین گونه ای اسارت و بندگی نیز به دنبال دارد پس اگر زمانی فرا رسد که بتوانید بدون
وابستگی به دیگری به انزال کامل برسید مستقل خواهید شد چرا که دیگر در کمال
آزادی به یک منبع درونی مربوط شده اید در هندوستان گفته می شود که فقط یک براهماچاری
می تواند مطلقا زندگی بدون عمل جنسی داشته و کاملا آزاد باشد البته زیرا که اینک او
به دیگری وابسته نیست شعف او مال خودش است سکس به وسیله ی مراقبه ناپدید می شود
ولی البته نابود نمی شود و فقط شکل آن تغییر می کند و از حالت پدیده ای صرفا جنسی
خارج می شود اینچنین است که شما می توانید عشق بورزید
انسانی که شهوانی است نمی تواند عشق بورزد عشق او فقط یک نمایش است عشق او
فقط وسیله ای برای سکس است انسانی که شهوانی باشد از عشق مثال تکنیکی برای سکس
استفاده می کند مثل یک ابزار انسان شهوانی نمی تواند واقعا عشق بورزد او تنها می تواند
از شریک جنسی خود بهره کشی کند این در حالی است که غیر جنسی شده وتوانسته
است که انرژی خود را در درون حرکت دهد در وجود خودش به شعف می رسد سرور
او مال خودش است این انسان برای نخستین بار می تواند عشق بورزد عشق او یک باران
مداوم است گونه ای سهیم شدن و بخشش مداوم ولی برای رسیدن به این مرحله لازم نیست
که با سکس مخالف باشید بلکه باید سکس را همچون بخشی از یک زندگی طبیعی
بپذیرید و با آن حرکت کنید آگاهی که چون یک پل عمل می کند یک پل طلایی
!از این دنیا به آن دنیا از جهنم به بهشت و از سکس به الوهیت
وحید 12/8/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر