شاید بیست و چهار ساعت پس از انتخابات ریاست جمهوری بتوان تحلیل بهتری از انتخابات آمریکا ارائه داد من سعی می کنم تحلیل های شخصی خودم را در چند مقاله جداگانه به بحث بگذارم تا طولانی شدن مطالب را کسالت آور نکند در بخش نخست می خواهم مقدمه ای بر انتخابات بگذارم و به این نکته بپردازم که چه عواملی باعث پیروزی بوش شد و در بخشهای بعدی در صورت استقبال دوستان به تاثیرات این انتخابات در سیاستهای داخلی آمریکا و دست آخر به بررسی تاثیرات انتخاب بوش بر ایران می پردازم و بجرات می توان گفت که برگ برنده بوش در انتخابات همان جنگ با تروریسم بود مردم آمریکا به عینه دیدند که پس از یازده سپتامبر عملا تمامی مخالفان اصلی جنگ به طور مستقیم در داخل کشورهایشان با تروریسم روبرو شدند - ماجرای گروگانگیری در شروع سال تحصیلی در روسیه را که به خاطر دارید - و این تنها آمریکا بود که با مشغول کردن تروریستها در عراق توانست آرامش مطلق را در داخل سرزمین خود برای شهروندانش به ارمغان بیاورد دومین عامل هم بی ارتباط با سر فصل اولیه ما نیست که به عقیده من شاید مهمترین اهرم پیروزی بوش بود و آن این است که هیچگاه در هنگام جنگ نباید فرمانده را عوض کرد و از طرفی آمریکاییها فکر می کردند که کنار گذاشتن بوش به نوعی کوتاه آمدن در مقابل تروریسم به شمار می آید و اما سومین عامل انتخاب بوش مساله مذهب بود شاید دوستان در ایران فکر می کنند که آمریکا ساختاری لائیک داشته باشد اما من با قاطعیت می گویم که آمریکا مذهبی ترین کشور در نیمکره غربی است جان کری با تمامی تلاشی که در روزهای آخر کرد نتوانست مردم آمریکا را قانع کند که فردی مذهبی است فلذا مسائلی نظیر ازدواج هم جنسگرایان باعث شد که قاطبه ملت آمریکا به دنبال فردی مذهبی باشند و بوش قطعا این شرط را تمام و کمال دارا بود
اما نکته دیگری که در انتخابات آمریکا قابل توجه بود نوع برگزاری این انتخابات است که به آن شیوه الکترال وت می گویند اساس کار بر این است که هر ایالت بر اساس تعداد نماینده ای که در سنا و کنگره دارد یک ضریب خواهد داشت و کسی که حداقل به 270 امتیاز دست پیدا کند رییس جمهور آمریکا است مثلا نیو جرسی ظریب پانزده نیویورک سی و پنج و تگزاس سی و هفت امتیاز دارند حال اینکه چرا کری در اکثر ایالتهای بزرگ موفق تر بود این بر می گردد به عواملی نظیر تاریخ آمریکا و زیر ساختهای اجتماعی دو حزب به جز کالیفرنیا تمامی ایالتهایی که کری در آن به پیروزی رسید در شمال آمریکا قرار دارند زیرا در جنگ شمال و جنوب موسوم به سویل وار دموکراتهای فعلی بخشی از شمالیها بوده اند به علاوه دموکراتها به دلیل داشتن ماهیت سوسیال در مقابل ماهیت محافظه کار جمهوریخواهان همواره در ایالاتی که خارجیها زندگی می کنند محبوبیت ویژه ای دارند و در مقابل جمهوریخواهان محبوب ثروتمندان هستند شاید جالب باشد بدانید که در نیوجرسی در استانی که سابقا رامین در آن زندگی می کرد بوش اکثریت را بدست آورد چون درآن منطقه تمامی جمعیت را سفید پوستان آمریکایی تشکیل می دهند در صورتی که نیو جرسی متعلق به دموکراتیک پارتی است -وحید جان بوش در دو سوم ایلات آمریکا برنده شد و این ایالتها هم درپیتی نیستند اما چون خارجی در آنها زندگی نمی کند اسمشان به گوش ما آشنا نیست- دلیل دیگری که در جنوب و مرکز دموکراتها محبوبیت زیادی ندارند به بافت جمعیتی این ایالتها بر می گردد که مردم بیشترشان کشاورز هستند و خیلی به مسائلی مانند حقوق زنان و اقلیتها که دموکراتها بر ان پافشاری می کنند اعتقادی ندارند ولی در شمال به دلیل وجود کمپانیهای اقتصادی بزرگ درصد تحصیل کردگان بیشتر است فلذا دموکراتها اقبال بیشتری دارند شاید جالب باشد بدانید که بوش به دلیل استفاده از سیاهان در کابینه محبوب ترین جمهویخواه در تاریخ آمریکا می باشد با این حال تنها پانزده درصد از رای سیاهان را در اختیار دارد و به همین دلیل کری در واشینگتن دی سی که اکثریت ساکنانش سیاهان هستند با اختلاف چشمگیری بوش را پشت سر گذاشت خوب فکر می کنم تا اینجا دوستان تا حدی با نحوه انتخابات در آمریکا و همینطور دلایل پیروزی بوش در آمریکا آشنا شده باشند و صد البته انشاالله که زیاد خسته کننده نبوده در بخش بعدی سعی می کنم تا انتخابات را از منظر سیاسی مورد تحلیل قرار دهم ضمن اینکه نظرات دوستان قطعا بحث را جذابتر خواهد کرد قربان همگی رامتین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر