راستی چرا همه می خواهند سر به تنمان نباشد ؟ با خودم فکر می کردم در مراسم یاسر عرفات بیش از یکصد مقام بلند پایه جهانی حضور به هم رسانیدند اما در ختم روح الله خمینی - که به حق از نظر شخصیت کاریزماتیک و تاثیر گذاری در معادلات جهانی دست کمی از امثال عرفات نداشت- حتی به زور رشوه به سران کشور های غیر متعهد و چپ هم نتوانستیم بیست تا آدم درست و حسابی را به تهران بکشانیم راستی چرا اهمیت ایران و ایرانی در نزد جهانیان از بی خانمان فلسطینی هم کمتر است در این نوشته می خواهم به این سوال پاسخ دهم- و صد البته دنبال جواب دادن به وحید هم نیستم چون وحید هر چی بگه من دربست قبول دارم- به آخرین سالهای دهه هفتاد بر می گردیم ایرانی انقلابی که پیش از این تمامی ملل دنیا او را محترم می شمردند و تمامی مرزها به روی او گشوده بود سفارت آمریکا را به اشغال خود در آورد و با افتخار به جهانیان اعلام کرد که کارمندان سفارت گروگان ما هستند واقعیت این بود که گروگانگیرها عده ای کودتا چی نبودند بلکه این جوانان نماینده حکومتی بودند که با رای نود و هشت درصدی ملت ایران به سر کار آمده بود بدنبال آن جمهوری تازه پا گرفته نئشه از این موفقیت چشم گیر فریاد بر آورد که به دنبال صدور انقلابمان به چهار گوشه گیتی هستیم و این مقدمه ای گشت تا غرب مهره ای به نام صدام حسین را به بازی بگیرد تا بتواند این انقلاب را در نطفه خفه نماید پس تمامی مهره ها در کنار یکدیگر چیده شدند تا طولانی ترین جنگ کلاسیک تاریخ شکل بگیرد جنگی که از یک سو جنبه نژادی داشت و صف آرایی عرب و عجم به شمار می آمد و از سوی دیگر جنبه اعتقادی داشت و جنگ بین مسلمان و مجوس بود - شاید به واسطه تبلیغات حکومتی باورش برایتان مشکل باشد اما بیشتر اعراب ما را به مسلمانی قبول ندارند- این عوامل باعث شد تا شرایطی فرام آید تا گستره جهان عرب منهای سوریه در مقابل ایران قرار گیرند اما اینکه چرا عرفات در مقابل ایران صف آرایی نمود شاید بتوان سه عامل عمده را برشمرد که اولین آن به مناسبتهای جمهوری اسلامی و فتح باز می گشت و دخالتهای گاه و بی گاه سران نظام در امور داخلی فتح و روابط پشت پرده با اسراییل خیلی زود دیواری میان عرفات و نظام کشید به علاوه صدام حسین به عنوان بزرگترین حامی ملت فلسطین و جدی ترین کشور عرب در جبهه اسراییل نامی نبود که فلسطینیان به راحتی از او عبور کنند و دست آخر شاید بسیاری از دوستان ندانند که نزدیکترین دوستان ایرانی سران فتح نه رادیکالهای اسلامی داخل نظام بلکه سران سازمان مجاهدین خلق بودند و صد البته که عرفات تنها نمونه نبود کمی آنطرفتر در سرزمین فراعنه نزدیکترین دوستان خاندان سلطنتی ایران - جالب است اینجا هر مصری را که می بینی به محض اینکه می داند ایرانی هستی سریعا نام شاه را به زبان می آورد و یاد آور می شود که او زمانی نزدیکترین دوست انور سادات بوده است- با تعجب شاهد قدیس سازی از یک تروریست- خاد اسلامبولی- در سرزمین آریاییها بودند و بدین ترتیب بود که مصریان هم در جبهه مقابل قرار گرفتند راستی تعیین مرز بین دوستی و دشمنی گاهی جدا مشکل می شود کلاهتان را قاضی کنید اگر ترکها عکس قاتل دکتر فاطمی را بر دیوار یکی از بزرگترین خیابانهای استامبول نصب کنند همگی از هرچه ترک است متنفر می شوید در خلیج فارس هم اوضاع بهتر از این نبود سازماندهی شیعیان در کشور های حاشیه جنوبی تمام سران منطقه را به تکاپو برای مقابله با این مساله واداشت قتل عام خونین حجاج ایرانی حتما هنوز در خاطر عزیزان هست هدفم از بازگو کردن تمامی این داستانها شاید یاداوری دلایلی بود که جهان را در مقابل نظامی قرار داد که متاسفانه با نام ایران عجین شده است داستانی که هنوز هم ادامه دارد و همان آدمها امروز با سناریوی هسته ای شدن نه تنها منطقه بلکه تمامی جهان را به چالش می طلبند شما حتی یکبار هم از زبان یک اسراییلی نشنیده اید که ما می خواهیم ایران را نابود کنیم ام جهانیان هر روز بر صفحه تلویزیونهایشان موشکهایی را می بینند که بر آن جمله امحائ السراییل نقش بسته و جنگ سالارانی را می شنوند که فریاد میکشند شهاب سه نه تنها توانایی حمله به اسراییل بلکه توان هدف گیری در اروپا را داراست و دست آخر اینکه وحید جان عرفات با حمایت از صدام حسین بزرگترین اشتباه عمر سیاسی خود را مرتکب شد اما باز هم تاکیدم بر لغت سیاسی است زیرا که صدام مردی دو چهره است دیکتاتور خونخوار عراقی در جهان عرب چهره یک قهرمان را دارد -کافی است نگاهی به الجزیره پر مخاطب ترین رسانه جهان عرب بیاندازی- عرفات با این انتخاب تمامی اعتبار سیاسی خود را به پای مردی گذاشت که به حق می توان او را بزرگترین حامی مردم فلسطین در طول سه دهه گذشته دانست- حقیقتی که علی رغم نفرتم از صدام نمی توانم آنرا انکار کنم -هر چند که به عنوان یک رهبر این خودکشی سیاسی بود اما به عنوان یک انسان او به تاریخ ثابت کرد که چه دوست قابل اعتمادی است وحید جان من عرفات را نه برای جنگ با اسراییل بلکه برای منش او دوست دارم او را محترم می شمارم زیرا که با سیاست مدارا توانست در قلب فاندامنتالیسم اسلامی حکومتی سکولار ایجاد نماید برایش دلتنگ می شوم وقتی می بینم در اوج بیماری به ملتش لبخند می زند تا پیام آور امید به مردم سرزمینی باشد که زندگان را می بلعد و به او بدرود می گویم زیرا که هیچگاه شاخه زیتون را به زمین نگذاشت ببخشید که مطلب طولانی شد به نظر خود من موضوعی که وحید اشاره کرد می تواند پایه جالبی برای این بحث باشد که به راستی چرا ایران و ایرانی تا به این اندازه خفیف و منزوی شده است امید که دوستان نیز ما را از قلم خوبشان بی بهره نگذارند رامتین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر