وقتی آقا آشپزی می کند
در واقع آشی در کار نیست
وقتی آقا می خواهد به خانمش کمک کند و آشپزی را به عهده بگیرد حوادث زیر به ترتیب اتفاق می افتد
چون خانومها نمی توانند در کاری فضولی یا دخالت نکنند
1 خانم به فروشگاه می رود خرید می کند و به خانه بر می گردد
اما ما در عصر اینترنت معمولا تلفن می زنیم و برایمان کالا را به درب منزل می آورند
2 خانم سبزیها سالاد و دسر را آماده میکند
در تمامی سوپرها سبزی آماده موجود است همینطور دسر آماده حالا اگه سالاد نباشه نمی شه
3 خانم گوشت را خرد می کند آنرا در بشقاب گذاشته به نزد آقا می برد و این در حالی است که آقا کنار منقل باربیکیو مشغول نوشیدن آبجوست
وقتی شما گوشت خورد کردن آقا را قبول ندارید چه می شود کرد و آقا هم چون می خواهد که به این حرکات تحقیر آمیز شما توجه نکند مجبور است که آبجو بنوشد
4 آقا گوشت را روی منقل می گذارد
میدانید که منقل داغ است و پوست خانومها لطیف این هم از فداکاری آقایانست
5 خانم به داخل خانه می رود میز غذا را آماده می کند
مرد در سوز و سرما در بیرون ایستاده و خانوم در خانه در کنار حرارت مطبوع شومینه و در حالیکه به یک موزیک گوش می دهد در حالی که کمی قر می دهد دو تا بشقاب و دوتا چقو و دوتا چنگال رو میز می گذارد
6 خانم بیرون می آید تا به آقا یاد آوری کند که همین الان است تا کبابها بسوزد
اما می بیند که آقا خودش حواسش جمع تر می باشد
7 آقا گوشت را از روی منقل بر می دارد و به خانم می دهد
و برای خودش چیزی نمی ماند و منتظر می ماند تا ببیند که خانوم چه میزان از آن را به او پس می دهد
8 خانم بشقابهای غذا را آماده می کند و به سر میز می برد
نمی دانم این خانوم چرا میز را دوبار آماده می کند
9 بعد از خوردن غذا خانم میز را تمیز کرده و ظرفها را می شوید
می توانید از ظرفهای یکبار مصرف استفاده کنید
10 آقا از خانم می پرسد که استراحت امشب چطور بود؟و با مشاهده بی تفاوتی خانم نق می زند که خانمها را هرگز نمی توان راضی کرد
نه بابا اصولا خانومها خودشون دوست دارند که پدر خودشون را در بیاورند
ولی واقعا جدا از شوخی تمام کارهای مربوط به باربکیو و تهیه مواد آنرا سعید به تنهایی انجام می دهد
حالا شوهر شما یک کاری از سر نادانی کرد باید یاد همه خانومها بدی
ساناز
بدرود
علی پرشین 8/9/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر