کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۳

می گفتن که همه حرفا نوارهِ
یکی می گفت نوار که پا نداره
می گفتن که شب آبستنهِ صبحهِ
زمستون که بره فصل بهارهِ
گفتند و شنیدیم و همه پا در اوردیم
رفتیم و رسیدیم به این شوق که بردیم
ما بود و نبود دست نابودی سپردیم
یک سیلی جانانه در این حادثه خوردیم
همه روزای هفته همون جمعه ی خون شد
هزار باغ گل سرخ خشکید و خزون شد
هزار غنچه که پرپر شد و از شاخه زمین ریخت
زمین لرزید و لرزید نه اون موند و نه این شد
حالا باقی چی مونده نوار پاره پاره
به هر کی میگی پا شو می بینی پا نداره

( شعر از زویا زاکاریان)

این شعراز نظر من چند مناسبت دارد نخست ایام سالگرد انقلاب اسلامی است دوم انتخابات عراق بود که یک جورایی مرا به یاد اولین انتخابات خودمان انداخت که که هیچ مرزی نداشت اما به مرور خطوط قرمز آنقدر به یک دیگر نزدیک شدند که حتی نمی توان به تمامی واجدین شرایط یک تفکر شانس رقابت داد و دست آخر اینکه تنها چیزی که می توانم برای مردم عراق آرزو کنم این است امیدورارم انتخابات دوم و سومشان مثل انتخابات دوم و سوم ما نشود راستی یادم رفت بگویم که شعر بالا را ازبخش پرسش و پاسخ وبلاگ آقای ابطحی نقل کردم رامتین

هیچ نظری موجود نیست: