نسل جدید کانادا برعکس نسل پیشین که اخلاقشان بسیار شبیه انگلیسی هاست، بیشتر شبیه آمریکایی ها رفتار می کنند و صاف و پوست کنده نظرشون رو درباره تو در حالی که مستقیما توی چشمات نگاه می کنند بدون هیچ خجالتی بهت می گویند. حالا دلیل اینکه چرا من این را مطرح کردم این است که کانادا کشوری است مهاجر پذیر و درصد بالایی از این مهاجرین تحصیلات دانشگاهی دارندو عموما از خانواده های تحصیل کرده آمده اند. شما اگر توی تورنتو بگردید فکر نمی کنم حتی یک نفر مهاجر بی خانمان پیدا کنید چرا که همگی بسیار سخت کوشند و عموما با تلاش خود را به سطح قابل قبولی از زندگی می رسانند. از طرف دیگر طبق آمار بیشترین افرادی که از کمکهای دولتی استفاده می کنند کانادایی الاصل هستند تا جایی که بعضی از آنها به صورت حرفه ای با این قضیه برخورد می کنند و اگر ببینند که جایی دیگر بیشتر منافع دارند از استانی به استان دیگر کوچ می کنند!!! اما همین آدمها وقتی پای صحبتشون بشینی مهاجرین را عامل خیلی از مشکلات و دردسرها و قتل و دزدی و ... می دانند که باور کنید اینطور نیست. البته منظورم این نیست که همه مهاجرین از راه درست درآمد دارندو ... بلکه منظورم به این داستان از بعد آماری و درصد این آدمهاست. نکته جالب این داستان اینجاست که نسل پیشین این قضیه را به صراحت به زبان نمی آورد در حالی که نسل جدید اگر فرصتی پیدا کند عملا آن را به زبان می آورد. به عنوان مثال دیروز حدود ساعت ده صبح مدیر داخلی داروخانه مون که کنار فروشگاه ماست بهم زنگ زد و گفت که هرچه سریعتر خودم رو برسونم اونجا، منم کمتر از یک دقیقه خودم رو رساندم و دیدم که دکتر داروسازمون با یکی دعواش شده و سه نفر دیگه می ترسند که حتی نزدیک بشن. خودم را رسوندم به دکتر و یک کمی آرومش کردم و بعد شروع کردم به صحبت با مشتری که در آن زمان شروع کرده بود به دعوا با مشتری ها چرا که اونها به طرفداری از دکتر هر کدام چیزی گفته بودند. خلاصه من که عموما به قول بچه ها نقش میانجی رو خوب بازی می کنم تونستم آرومش کنم تا پلیس بعد از پانزده دقیقه برسه و او نو با خودش ببره. جالب اینجاست که این مشتری ما که کانادایی است به خودش این حق رو داد که هرچی دلش خواست فحش بده و بگه که شما مهاجرین ... که معلوم نیست از کدام جهنم درِّه ای اومدید نمی دونید که اینجا کاناداست و ... و حدود پانزده دقیقه ای هرچی دلش خواست گفت.البته باید بگم که پلیس از ما پرسید که آیا می خواهید ازش به خاطر چیزهایی که گفته شکایت کنیم که البته دکتر گفت که نه و فقط می خواسته که از شرّش خلاص بشه. جالب اینجاست که شما از نسل پیشین هرگز چنین نظری را به این صراحت نمی شنوید. به نظر من با توجه به اینکه هر روز رقابت برای کارهای تخصصی سخت تر می شود و با توجه به اینکه نسل جدید کانادایی کمتر و کمتر به تحصیل اهمیت می دهد فکر کنم که روزهای سختی را به عنوان یک مهاجر پیش رو داریم
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر