صادق هدایت اسمی که زیاد به گوشم خورده بود می دونستم که نویسنده بزرگی بوده و خودکشی کرده ودر ضمن
کتابهاش همه ممنوعه; معروفترینش هم بوف کوره. این کل اطلاعات من در مورد این آدم تا دو سال پیش بود
یه روز تو بازار کتاب بودم همینطور که داشتم ویترین کتاب فروشیها رو نگاه می کردم چشمم به یه کتاب
افتاد با عنوان آشنایی با صادق هدایت نوشتنه م.ف.فرزانه بیدرنگ کتاب رو خریدم و از فرداش شروع
به خوندنش کردم ;خاطرات نویسنده از جایی شروع میشه که یک دانش آموز دبیرستانی بوده و هدایت در
اوج شهرت. از طریق واسطه ای ایندو با هم ارتباط برقرار می کنن و این ارتباط تا آخرین لحظات زندگی
هدایت ادامه پیدا می کنه; با این کتاب با روحیات این آدم آشنا شدم چیزی که برای من مشهود بود اینکه این
شخص چقدر از زمانه خودش جلوتر بوده و چقدر به خاطر این موضوع داشته زجر می کشیده
بعد از خوندن این کتاب سره کتابخونه اخوی رفتم; یادم اومد سعید خیلی از کتاب توپ مرواری تعریف می کرد
من هم اول سراغ همون کتاب رفتم خوندمش, از اول تا اخرش هم کلی خندیدم; وقتی کتاب تموم شد دیگه
نخندیدم .روراستش بعد از تموم شدن کتاب خیلی دلم براش سوخت تازه فهمیدم چرا این آدم خودکشی کرد واقعیتشو
بخواین بنظرم خودکشی نکرد دق کرد باورکنیم دق کرد
کتاب توپ مرواری آخرین کتاب از هدایت هست که چاپ شده نمی خوام یه نقد ادبی از این کتاب رو
بنویسم چون که اصلا سوادشو ندارم بحث من عصبیت این آدم از محیط اطرافش هست که کاملا تو
این کتاب خودش رو نشون میده از همون شروع داستان متوجه میشیم که با آدم عصبانی طرفیم<<اگر
<<باورتون نمیشود بروید از آن هائی که دو سه تا خشتک از من و شما بیشتر جر داده اند بپرسید
در صفحات ابتدایی بنظر می رسه که نویسنده قصد به لجن کشیدن اعتقادات اسلامی رو داشته و لی
در ادامه متوجه میشیم که اینطور نیست اگه دقیق نگاه کنیم متوجه میشیم نویسنده تمام اعتقادات و
تصورات و تخیلات غیر مادی رو دور ریخته
وضعیت روحی هدایت در اون موقعها در نامه ای که 15 در اکتبر 1948 به جمالزاده نوشته
کاملا مشهوده با هم قسمتی از اون رو می خونیم :((... نه حوصله ی شکایت و چسناله دارم و
نه می توانم خودم را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم .فقط یک جور محکومیت قی آلودی
است که در محیط گند بی شرم مادر قحبه ای باید طی بکنم . همه چیز بن بست است و راه
گریزی هم نیست.))آیا وصف حال و اعتراف از این روشن تر میشه؟
چیزی که باعث شد این مطالبو بنویسم نوشته سعید در مورد این کتاب بود معرفی این کتاب برای
خندیدن. البته نه اینکه فکر کنید خنده دار نیست; چرا هست. ولی چیزی که برای من عجیبه اینه که
تو این کتاب مقوله ای بنام مذهب و ادیان آسمانی به مسخره گرفته میشه و یه آدمی مثله سعید
که دیدگاه مذهبی داره و به این مقوله احترام می ذاره از این کتاب تعریف می کنه و دوستانشو
تشویق به خوندن می کنه !!!!؟واقعا دلیلش چی می تونه باشه ؟مطمئنا سعید جواب قانع کننده ای داره
راستی اگه دوست داشتین برای اینکه نوشته هامون یه حالت منسنجم تری پیدا کنه فکر کنم بد نباشه هر کسی
نظرش رو در مورد هدایت بگه اینکه چقدر می شناسش چه جوری باهاش آشنا شده چه کتابایی ازش
خونده و... فکر کنم موضوع جالبی باشه منتظر نوشته تک تک دوستان هستم
وحید 18/11/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر