آسوده از آواز اين و آن
يعني جاي كوچك دوري هم نيست
من خودم را بردارم از دست اين همه بگريزم براي خودم ؟
فقط سياره ي سبز بي نامي كنار بيد و سكوت و هوا
همين
يكي از دلايلي كه هر وقت كسي زنگ مي زند
دخترم مي گويد بابا خواباست
همين فرار از بيداري بي شفاي شب و روز شماست
من از بگو مگوي اين همه باد و
وزيدن بي اجازه ي اين همه واژه مي ترسم
فقط سياره ي كوچكي
جايي بيدي باديه اي
اين كه انتظار عظيمي از آزادي آدمي نبوده نيست
سید علی صالحی
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر