کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۳

برف بی سابقه در ایران

بعد از غیبت طولانی سلام دوستان
این بار مقصر نه کامپیوتر وحید بود نه چیز دیگری کلا من در نوشتن خیلی تنبل ام
البته سعی میکنم مطالب بسیار جالب و متنوعی را که وحید (مرد شماره1)وبلاگ و
رامتین و سعید و ساناز ووووووومینویسم بخوانم .جدا که دست همگی درد نکنه و
خسته نباشید.در جریان برف شدیدی که مدت یک هفته تمام در تهران امد هستید؟
حسابی همه چیز فلج شد و خسارت زیادی در کل کشوروارد شد مدت 9 روز هم
مدارس تعطیل شد استان گیلان هم که واقعا اسفبار بود چون نه گاز داشتند نه
اب راههای ارتباطی قطع بوده و از این دسته خبرها.الان کوچه ما امکان تردد
با ماشین نیست چون حسابی پوشیده از یخ وبرف است البته ما اگر بخواهیم
ماشین ببریم هم نمیتوانیم چون اوضاع ماشین هم خراب است .دیگه برف اومده
دیگه نمیدونیم شکرگزار باشیم یا ناشکری کنیم؟من نمیدونم اگر مملکت ما جای
کانادا یا روسیه بود چه اتفاقی رخ میداد؟دیشب در اخبار میگفت در یکی از
شهرهای روسیه دما به 70 - رسیده واقعا غیر قابل تصور است نه؟
بگذریم اما این برف یک حسن برای من داشت مرا خانه نشین کرد
به کارهای عقب افتاده رسیدم و توانستم چند ساعتی هم پای کامپیوتر بنشینم و
بنویسم.
اوشو عارف معاصر هندی در باره زندگی چنین میگوید:
زندگی فی نفسه مانند یک بوم نقاشی سفید است.
هر چه بر روی ان بکشی همان میشود.میتوانی رنج و محنت را بر روی
ان نقاشی کنی از طرف دیگر میتوانی نقش شادی و خوشبختی بر ان بیافکنی.
شکوه و عظمت انسانی تو در این ازادی خلاصه می شود.
تو میتوانی طوری از این ازادی استفاده کنی که زندگی ات به جهنم تبدیل
شود و یا طوری که زندگی ات اکنده از زیبایی نیکی شادی و صفات بهشتی
گردد.این به تو بستگی دارد.دلیل اینکه در دنیا این همه رنج و عذاب وجود
دارد این است که ادمها نادان هستند و نمیدانند بر روی این بوم چه نقاشی کنند.
از کتاب : عشق " رقص زندگی.
به نظر شما تفسیر درستی از زندگی کرده؟

هیچ نظری موجود نیست: