این روزها نام حسین ابن علی دوباره بر سر زبانهاست او که نه با تکیه به سلسله نامدار پدری و نه به فخر نبوت محمدی که فقط و فقط به دلیل فهم روشنش از آنچه پیش رو دید به اسطوره ای از اساطیر تاریخ تشیع مبدل شد. به جنگی نابرابر رفت تا سرفصلی جدید از عصیان و عشق را در دفتر تاریخ بگشاید و به یاد همگان آورد آنچه را پدرش به ما آموخت: دو نفر با هم همداستان می شوند تا ظلمی انجام پذیرد ظالم و ظلم پذیر. او بیش از آنکه تشنه آب فرات باشد عطش داشت که به آیندگان بیاموزاند که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر که آنان نفس خود را تغییر دهند. حسین نمادی است از عصیان و سرکشی در برابر آنچه ما نابرابری قدرت می نامیم آنرا. ابوالفضل برادرش سراپا عشق است به سیراب کردن اندیشه تشنه آزاد اندیشان که مشک آب برداشته به آبیاری درخت بلند آزادگی رفته اند. علی اکبر او تمام جوانی و طراوت نوع این اندیشه و علی اصغرش نوزادی و پاکی زلال روشنان عشق به هم نوع است. خواهرش زینب می خروشد تا به همگان بگوید که در هیچ آیینی زنان کمتر از مردان نیستند و زین العابدین می نمایاند که حرکت همیشه جاری است حتی در ضعف. و من هنوز بر این باورم که از اساطیر همیشه می توان آموخت
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر