دیشب هم از اون شبهایی بود که در انتهای آن با خودم گفتم کاش زودتر خوابیده بودم و اصلا تلویزیون نگاه نکرده بودم. داستان از اونجایی شروع شد که وقتی آمدم خانه، پدر و مادر ساناز را دیدم که آمده بودند دیدن پارسا که عصری رفته بود سراغ گاز و سه تا از انگشتهاشو سوزانده بود و به مدت یک ساعتی گریه کرده بود و گفته بود دست دست دست. پدر ساناز موقع خدا حافظی به ساناز گفت برنامه سی بی سی را ساعت ده امشب فراموش نکنی! و رفت
منم کنجکاو شدم که ببینم این برنامه که درباره ایران ساخته شده چیه. ضمن اینکه یه کاست ویدئو گذاشتم که برنامه رو برای ساناز که سعی می کرد پارسا را بخواباند ضبط کنم خودم هم نشستم به تماشا. به مدت یک ساعتی که برنامه طول کشید باور کنید که نتونستم پلک بزنم. موضوع این فیلم مستند، دو زن که با هم همسایه و دوست هستند می باشد. هر دو معتاد و شوهرانشان به دلیلی زندانی. هرکدام یک بچه دارند و هردو برای امرار معاش مجبور به تن فروشی هستند. جالب اینجاست که فیلم بردار که خود خانمی است که بعد از انقلاب به سوئد رفته و الان بعد از هفده سال به ایران برگشته به مدت یک سال این دو را تعقیب می کند و حتی گاهی موفق می شود که به داخل ماشین و یا خانه مشتری های این دو هم برود. در گوشه دیگری از این فیلم به مساله صیغه پرداخته شده که نحوه تشریح این داستان هم خود داستان جالبی است و چهره ای کاملا بدور از تمدن از ایران و ایرانی نشان می دهد. از فضای شهر و لهجه مردم می شود گفت که داستان در مناطق شرقی یا مرکزی ایران اتفاق می افتد. من نتونستم دقیقا تشخیص بدم که کجا بود اما هر کجا که بود شکی ندارم که پاره ای از خاک ایران بود و مشتی نمونه خروار. دلم نمی خواهد که نظرم را در این باره بگم چرا که اولا که امکانش وجود نداره که شما هم این فیلم را ببینید و من هم نمی تونم کل داستان را اینجا بنویسم و داستان مستند ما هم خلاصه شدنی نیست. دوما فکر کنم که این دفعه دیگه راستی راستی نتونم خودم را کنترل کنم و از خط قرمزهای وبلاگمون رد بشم که جدا دلم نمی خواد که اینطور بشه. فقط یک نکته را باید بگم و اونم اینه که: امیدوارم رامتین مثل دفعه پیش نگه که آقا اینها ریشه در فرهنگ ما دارد و دین بی تقصیر است چرا که به نظر من دین و فرهنگ در ایران به شدت آمیخته است به طوری که جدا کردن این دو محال می نماید
اینهم لینک مطلب که البته خلاصه ای از داستان است و کل آن نیست
http://www.cbc.ca/passionateeye/behindtheveil.html
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر