آخره سال شده و گرفتاریهای ما هم زیاد شده اتفاقی که هفته پیش افتاد باعث شد
یه هفته ای سره کار نرم برایه همین کارام خیلی عقب افتاده در ضمن از مریم و
رامتین بابت ابراز همدردیشون تشکر می کنم
سعید جان مجموعه مطالبی که در مورد تورنتو نوشته بودی رو خوندم خیلی
جالب بود از اونجائیکه قشر وسیعی از مردم ایران درگیر مسئله مهاجرت هستن
به نظرم نوشتن در مرود این مسائل می تونه مفید باشه الان بحث مهاجرت مثله
کنکور شده همه تمامه تلاششون رو می کنن ویزا بگیرن وقتی کارشون درست
شد فکر می کنن همه چی تموم شده در صورتی که اینطور نیست و نمی دونن
تازه اول مشکلاتشونه و باید خیلی تلاش بکنن تا خودشون رو تو سیستم جدید جا
بندازن دقیقا اشتباهی که جوانان ایرانی برای ورود به دانشگاه می کنن تمام تلاششون
رو برای قبول شدن در کنکور و وارد شدن به رشته دلخواهشون می کنن و فکر می کنن
وقتی وارد دانشگاه شدن همش لذت و تفریحه آخرش هم یه مدرک بهشون می دن تا کیف کنن
امیدوارم از این نوع مطالب بیشتر تو وبلاگمون ببینیم مطمئنا نه تنها سعید بلکه ساناز و رامتین و
مریم هم مطمئنا حرفهای جالبی درباره این موضوعات می تونن داشته باشن
خیلی وقته که می خوام در مورد دوئل بنویسم فرصت نشده ولی حتما تو ایام عید دربارش به طور
مفصل می نویسم
صحبت عید شد بهتره یه کم حرفای خوب خوب بزنیم گاهی اوقات برای خندیدن لزومی نداره
دنبال مجله فکاهی باشیم بعضا تو روزنامه ها مطالب کاملا جدی رو میشه خوند که از صدها
مطالب طنز خنده دار تره خودتون مطالب زیر رو بخونید و قضاوت کنید
یکی از نمایندگان محترم مجلس گفته مجلس حق مسکن زنان دوم و سوم نمایندگان را نمی دهد
و این بی عدالتی ست
مردی که دادگاه شهر ناپل او را به خاطر ارتکاب سرقت به یک هفته بازداشت خانگی محکوم
کرده بود پس از گذراندن یک روز از حکمش به دادگاه پناه برد و با التماس از قاضی خواست
او را به زندان بیندازد این مرد 37 ساله به قاضی گفت به خاطر رفتار همسرش رفتن به زندان
را به بازداشت خانگی ترجیح می دهد
به گزارش رسانه های ایتالیا قاضی پس از شنیدن شرح حال این شهروند او را به دو ماه زندان
محکوم کرد و مرد با شادمانی راهی زندان شد
اینم گوشه ای از تحلیل بازی بازیکنان ایران بعد از بازی با بحرین در روزنامه وزین خبر ورزشی
الف – داش ابرام (#)ثابت کرد با اندکی چابکی می تواند فریاد رس باشد او وقتی با شیرجه هایش
بوسه های عصر گاهی یارانش را برای خود به ارمغان می آورد لابد می تواند باد و باران را در
زمستان انکار کند
ب- این یحیی می تواند از دیوار تمام باغها بالا رود و همسایه بیدهای مجنون شود
ج-آن مرد آمد آن مرد با اسب آمد تا ستاره ها و سحابیها روی شانه اش بنشینند وقتی فری(*)فاصله
نجومی خودش تا قلب این ملت را طی کرد حتما می تواند پرنده ایوان خانه های آتش پاره ها شود
من که خدا وکیلی هنگ کردم لطفا یکی بیاد دکمه ریستمو فشار بده
ابراهیم میرزاپور #
فریدون زندی *
وحید 17/12/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر