من همیشه با خودم فکر می کنم که چه عواملی باعث شده است که کشورهایی مثل ایران با داشتن استعدادهای فراوان و منابع و غیره و غیره هنوز هم با فاصله زیاد از کشورهای پیشرفته عقب تر باشند؟اگر مردمان این کشورها را با هم مقایسه کنیم شاید تفاوت عمده ای نبینیم. به عنوان مثال اگر قانون رانندگی به این سفت و سختی نبود و جریمه ها بر میزان بیمه پرداختی تاثیری نداشت باور کنید مردم خیلی رقبتی به درست رانندگی کردن نداشتند، چنانچه در مناطقی که احتمال پیدا شدن پلیس کمتر است مثل جاده های فرعی، موارد خلاف رانندگی زیادی دیده می شود. شاید بشود مدیریت سطح بالای کشور را مقصر دانست. من با توجه به اینکه دانشی در این زمینه ندارم نمی خواهم تحلیلی بکنم چرا که مسلما تحلیل درستی از آب در نخواهد آمد اما فکر می کنم که اقلا می توانم که مشاهداتم را اینجا مطرح کنم. شاید کسی پیدا شد و آن را تحلیل کرد و من هم چیزی یاد گرفتم
و اما موضوعی که اخیرا اتفاق افتاده و نظر من را به شدت به خودش جلب کرده این است که شرکت بوئینگ یکی از مدیران ارشد خود را به علت اینکه رابطه عاشقانه ای با یکی از خانمها در بخش دیگر داشته مجبور به استعفا کرده است. این آقا که شصت و هشت سال دارد با استعفای اجباریش باعث بوجود آمدن مشکلاتی جهت پیدا کردن جایگزین برای او برای شرکت بوئینگ بوجود آورده است. نکته اینجاست در کشوری که رابطه آزاد عاشقانه جرم که نیست بلکه دائم به انحاء مختلف برای آن تبلیغ هم می شود چرا یک همچین چیزی اتفاق می افتد؟امروز تحلیلی از این موضوع در مصاحبه با دو وکیل که درگیر موضوع هستند در رادیو مطرح شد که به نظرم جالب بود. خلاصه مطلب این است که طبق قوانین داخلی اکثر شرکت های بزرگ اینگونه روابط پذیرفته نیست و دلیل عمده آن هم این است که چیزی که در درجه اول برای یک شرکت مهم است سود دهی آن است و هرگونه عملی که باعث کند شدن این روند بشود قابل قبول نسیت. رابطه عاشقانه همکاران، خصوصا رئیس و کارمند از آنجا که عموما باعث ترفیع گرفتن بدون دلیل کارمند زیر دست و یا نادیده گرفتن سستی ها و اشتباهات فاحش در کارکرد آن شخص است، پذیرفته نیست. از طرفی عده ای از کارمندان این شرکت ها می گویند که با توجه به بالا رفتن سن ازدواج و شانس یافتن کسی در میان همکاران، این قوانین داخلی عادلانه نیستند. البته نباید از این نکته غافل شد که معمولا در این شرکت ها کاری به کار کارمند های جزء و روابطشان ندارند اما به مدیران بسیار حساسند که به نظر من اینگونه حساسیت ها باعث پیشرفت بیش از پیش آنهاست
خوب دقت کنید در کشوری که به حریم خصوصی افراد به راحتی نمی توان وارد شد و بدون دردسر مشکل ایجاد کرد، وقتی پای منافع شرکت در میان است می توان به دلیل رابطه ای که در انظار عمومی بسیار شخصی است کسی را وادار به استعفا کرد و آن را به راحتی برای افکار عمومی توجیه کرد
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر