امروز در خبرها آمده بود که آقای هوارد انگل یکی از نویسندگان مطبوعاتی که حدود سی سالی است که برای مطبوعات و رادیو مطلب می نویسد جایزه ویژه ای برده است و به همین مناسبت رادیو سی بی سی مصاحبه ای با او ترتیب داده بود. نکته ای در این مصاحبه مطرح شد که برای من خیلی جالب بود و آن این بود که آقای انگل در یک روز تابستانی در سال 2001 که از خواب بیدار می شود همه چیز اطرافش عادی بوده تا آنکه به عادت روزانه، روزنامه اش را برمی دارد تا نگاهی به آن بیندازد اما هر چه سعی می کند نمی تواند حتی یک کلمه بخواند. کلمات به نظرش مثل زبان یونانی یا عبری یا هر چیزی جز انگلیسی می آمدند. به بیرون نگاه می کند و همه چیز به نظرش عادی عادی می آید اما روزنامه اش عجیب و غریب می نماید. ابتدا فکر می کند که کسی با او شوخی کرده و روزنامه اش را عوض کرده است اما وقتی سراغ کتابهایش می رود و می بیند که همچنان مشکل سر جایش است آنگاه است که پسرش را صدا کرده و به سرعت خود را به بیمارستان می رساند. همانطوری که خودش حدس زده بود یکی از رگ های مغزش پاره شده و دچار سکته مغزی شده بود. جالب اینجاست که فقط قسمتی از مغزش که الفبا را تشخیص می داده آسیب دیده است و هیچ مشکل دیگری برای او بوجود نیامده است جز آنکه نمی تواند بخواند. جالب اینجاست، مردی که در تمام عمرش از راه نوشتن زندگی کرده حالا نمی تواند بخواند اما نکته جالبتر این است که او هنوز می نویسد و مشکلی در این زمینه ندارد اما حتی آنچه را که می نویسد بعد از چند لحظه نمی تواند بخواند با این حال با پشتکار تمام کارش را حفظ کرده است و همچنان می نویسد
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر