این روزها شما اگر به هلند سفر کنید و با خودتون نشانی مثل سمبل کانادا که برگ درخت افراست داشته باشید باید خود را آماده کنید برای لبخند و تشکر و دست دادن هلندی هایی که شما را می بینند. علت آنهم این است که شصت سال پیش در روز پنجم ماه می ارتش کانادا در نبرد علیه نازی ها برای نجات هلند پیروز شد. دو روز بعد جنگ تمام شد. اما رابطه کانادا و هلند فقط به این محدود نبود. بعد از حمله آلمانها به هلند شاهزاده ژولیانا با دو فرزند خویش به اتاوا، پایتخت کانادا پناهنده شد و از آنجایی که باردار بود در زمان وضع حمل مجلس وقت کانادا قانونی را گذراند که طبق آن قانون اتاق او به طور موقت بخشی از خاک هلند به حساب آید تا فرزندش در خاک هلند به دنیا بیاید!! بعد از جنگ شاهزاده به هلند برگشت و ملکه شد و از آن زمان تا به امروز هر ساله دسته گلی از لاله به اتاوا به رسم تشکر می فرستد. کانادایی ها هم این روز را با فستیوال سالانه لاله جشن می گیرند
در کنار داستان این شاهزاده جوان داستان دیگری هم مطرح شده که به نظر من جالب است و آن داستان یکی از بازماندگان جنگ جهانی دوم است. خانمی که در آن سالها که به سالهای مرگ از گرسنگی معروف هستند مزرعه لاله خود را زیر و رو کرد و با ابتکار توانست نانی از پیاز گل لاله درست کند و از گرسنگی نمیرد. این نانها خیلی هم قابل خوردن نیستند اما او و خانواده اش را از گرسنگی نجات دادند در حالی که صدها هزار نفر در سراسر اروپا از گرسنگی جان باختند
و اما کمی هم از لاله: ورود لاله به هلند به حدود هزار و دویست سال پیش بر می گردد که ترکهای ترکیه آن را از آسیای میانه به اروپا آوردند. به دلیل شباهت ضمنی لاله و عمامه* هایی که ترکها در آن زمان بر سر داشتند این گل لاله نامیده شد**. هلندی ها عاشق آن شدند و شروع به تکثیر و بهتر کردن نسل آن نمودند. لاله های وحشی اولیه به بزرگی لاله های امروزی نبودند. امروزه کار تکثیر لاله و تجارت آن به جایی رسیده است که روزانه بین نه تا سیزده میلیون دلار گل لاله در بازار گل هلند به فروش می رسد
* Turban
**Tulip
منبع: سی بی سی نیوز
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر