ادامه سفرنامه
و اما پاریس پایتخت فرانسه منطقه ای است با 2 میلیون جمعیت که دارای 20 ناحیه یا بخش است که از مرکز پاریس
با شماره 1 شروع میشود و مثل حلزون دور تا دور ان تا عدد 20 میگردد. سمت جنوب و غرب پاریس منطقه خوب
یا به قول معروف کلاس بالای ان است و سمت شمال و شمال شرق منطقه پایین شامل پاریس 18 و19و20. مثلا موزه
لوور و خیابان شانزه لیزه در مرکز پاریس یا به قول خودشان پاریس 1 است. برج ایفل پاریس 7 از مناطق خوب و
محله ایرانیها در جنوب پاریس به نام پاریس 15و16 .از انجایی که ایرانیها خوش سلیقه اند انطور که من شنیده ام در هر
کشوری بهترین مناطق را برای زندگی انتخاب می کنند درست خلاف عربها و سیاهها . بانک ملی ایران و دفتر ایران ایر هم در شانزه لیزه (فقط سلیقه را داشته باشید) راستی سفارت کبیرمان را فراموش کردم انهم در جای بسیار خوب
است. و اما فرودگاه اورلی که مخصوص پروازهای داخلی و ایران ایر است در جنوب و فرودگاه شارل دو گل در شمال
شرق می باشد. سرتا سر پاریس چه داخل چه حومه رودخانه سن دیده میشود که در پاریس 4 دو شاخه شده و ان را دور
زده و مثل یک جزیره است به ان سیته میگویند و بسیار بسیار زیبا و جای گرانی است(البته من هنوز ندیدم) .
از طرفی دور تا دور این 20 منطقه پاریس را 3 منطقه دیگر به نام 92 در غرب 93 در شرق و شمال سرق 94 در جنوب شرق گرفته و دور انها را هم 4 منطقه بزرگتر 78 در غرب 77 در شرق 91 در جنوب و 95 در شمال که مجموعه این 7 بخش یا زون را ایل دو فرانس یا جزیره فرانسه می نامند که حدود 11 میلیون جمعیت دارد کلا پاریس با تمام این 7 زون یک برابر و نیم تهران است (طبق تخمینهای ارش) . و اما ما کجای این مناطق حلزونی و دوار هستیم!
معمولا از کد پستی مناطق مشخص میشوند .کد پستی ما 77600 است بنابراین ما در منطقه 77 و در زون 5 هستیم اسم منطقه بوسی ـ سنت ـ جرج با 15189 جمعیت و در حدود 27 کیلومتری پاریس که با قطارهای سریع السیر به نام اق او اق 35 دقیقه طول میکشد تا به پاریس برسیم . کلا سیستم حمل و نقل زیر زمینی شامل 5 خط اق او اق(ببخشید که اگر بعضی ها را بخواهم لاتین بنویسم نظم فونتم به هم میریزد ) برای پاریس و حومه و 16 خط مترو منحصرا برای پاریس می باشد. قطارهای اق او اق هم از زیر و هم از رو میروند اما به پاریس که میرسند خیلی زیر میروند زیرا روی انها خطوط مترو است.
انتراک ـ حالا فکر کنید روز اولی که من رسیدم فقط یک لحظه از فرودگاه امدیم خانه ان بارهای نگفتنی را گذاشتیم و رفتیم خانه افشین نهار خوردیم بعد هم چون انها قرار بود روز دوشنبه برای یک هفته مسافرت بروند و منهم جمعه رسیده بودم باید همان لحظه میرفتیم به یک مرکز خرید تا من گاز و لباسشویی بخرم از طرفی از خسبگی و بی خوابی داشبم میمردم از طرفی هم انگار چارهای نبود چون یک سری مشخصات خاص بود که انها میدانستند برای صرفه جویی در مصرف آب و برق و گاز چون اینجا قیمتها وحشتناک بالا ست ! خلاصه چاره ای نبود و باید میرفتیم به هر حال رفتیم به یک مرکز خریدی که نه سر داشت و نه ته باید یک مدل انتخاب میشد به مدلها نگاه میکردم ولی انگار هیچی نمیدیدم کلافه کلافه بودم از طرفی نیلکون هم چشمش در ان گیرو دار به وسایل بازی وسط مرکز خرید افتاده بود به آرش گیر داده بود که ببرش!!!!! خلاصه که محشری بود. به هر حال وسایل انتخاب شد نیلگون هم به مراد دلش رسید از فرصت هم استفاده کرد و یک بستنی مک دونالد هم خورد و ما برگشتیم خانه خودمان. فکر کنید یک جای 50 متری با یک سری وسایل که آرش از قبل خریده بود و 5 تا 6 ساک و چمدان و 10 تا 12 کارتن بزرگ وسایل. بگذریم حالا تمام اینها را گفتم تا به اینجا برسم که با این حال و اوضاع آرش هم یک نقشه مترو دست من داده و برای من توضیح میده که چی به چی است فقط صحنه را داشته باشید فکر کردم همین الان باید برم پاریس و برج ایفل را هم ببینم!!!! خدایا چرا من هیچی حالیم نمیشه من که اینقدر خنگ نبودم هی آرش توضیح میده هی من سوال تکراری میکنم به هر حال اینجا باید این نقشه همیشه همراهت باشد تا خطوط را اشتباه نروی .کلا من از توضیح های آرش همین را گرفتم.
ببخشید پر حرفی کردم تا بعد هنوز ادامه دارد. ناهید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر