تمام راز حكايت ما
در همين واپسين واژه هاي برهنه پنهان است
من به عمد
از گفتن آخرين سطر ترانه ام
طفره مي روم
صداي تو از پشت آن خط خسته
خيلي غمگين است
ددي
اگر داشتي
دو سه پاكت نامه
يكي دو نم ... شبنم و
خوابي از ستاره برايم بياور
كاش مي دانستم واپسين واژه ها كدامند
چلچله ها كي بر مي گردند
و خودم كي مي ميرم
مي گذاشتن مي رفتم
از راه هاي بي بلد مي رفتم
زادرود بي چراي آن همه حيرت
چشم به راه من است
سید علی صالحی
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر