کل نماهای صفحه

چهارشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۴

چرا هاشمی؟

در این دوران هشت ساله، ایران به موفقیت های خوبی رسید . این جمله را اگر از ابطحی بشنویم جای تعجب نیست اما از اخوی با تمام هوشیاری و حساسیت سیاسی که در او می بینم جای بسی تعجب دارد و مشتاقانه می خواهم که بنویسد این موفقیت ها را در چه زمینه هایی می بیند. کاش می شد از خارج از آن معرکه به آن جامعه از هم پاشیده و سرگردان نگاهی بیندازی. آدمهایی که به قول ظریفی بیشتر شور سیاسی دارند تا شعور سیاسی. به راستی چند نفر از آن دسته ای که نتیجه را در دو انتخابات قبلی به نفع خاتمی تغییر دادند حداقل یک دلیل مشخص را با آن رایی که به صندوق انداختند در نظر داشتند؟ فقط و فقط یک دلیل برای من کافی است. آیا غیر از این بود که رای به خاتمی را"نه"به نظام می دانستند. آیا این خود دلیل محکمی بر شور سیاسی نیست؟ بر اساس کدام دید خاتمی ضد نظام بود و رای به او، نه به حکومت؟ آیا جناب آقای خاتمی از حزب مخالف حزب حاکم بود؟ آیا اصلا ما یک همچین دسته بندی در کشور داریم یا فقط همگی به دنبال تحقق یک ایده هستند و آنهم حفظ نظام. شاید بسیاری از کنار این جمله به سادگی بگذرند اما من آن را جدی می گیرم و بر این باورم که اگر هدف، حفظ یک نظام باشد این مشروعیت را به گردانندگان آن سیستم می دهد که هر آنچه که در توان دارند به کار برند تا پایه های حکومت را تا جای ممکن محکم نگه دارند. آیا این همان آغاز مشروعیت استبداد در لباس مصلحت نیست؟ به نظر من معین آخرین نفری است که من دوست دارم رای بیاورد چرا که تنها کسی است که به نظر من حرف و عملش بسیار به هم نزدیکند اما این دلیل بر آن نیست اگر رئیس جمهور بشود ایران گلستان می شود و یا اقلا در راه پیشرفت اجتماعی و سیاسی حتی یک قدم پیش می رود. این نکته برای من سوال است که بر چه اساسی عده ای فکر می کنند که رئیس جمهور جدای از اینکه چه کسی باشد، قدرت اجرایی دارد!!! اشتباه نکنیم و دقیقتر نگاه کنیم قدرت اجرایی همیشه آنجایی بوده که آقای هاشمی و ... بوده اند نه آنجایی که رئیس جمهور یا مجلس یا ... بوده است*. متاسفم که همه چیز را نمی توان نوشت اما باور کنیم که اگر به یک مجموعه از دید خود آن مجموعه و مخالفان منطقی و غیر منطقی آن نگاه کنیم و کمی در آن تعمق کنیم چیزی می بینیم بسیار متفاوت با آنچه که از دریچه رسانه های رسمی آن حکومت می بینیم و می شنویم
دلیلی بر این گفته ندارم اما با توجه به آنچه که از کسانی مثل سروش درباره خاتمی و دوران قبل از ریاست جمهوری اش شنیده ام بر این باورم که با شناختی که او از ساختار مافیای قدرت در ایران داشت این سید خندان و دوست داشتنی هنگام تصمیم گیری برای نامزدی ریاست جمهوری، بزرگترین اشتباه سیاسی عمرش را مرتکب شد و شاید بهتر است بگویم که با این کارخودکشی سیاسی کرد

نگاهی بیندازید به حرکت محورقدرت از مجلس به ریاست جمهوری و به سمت مجمع تشخیص مصلحت *

سعید

هیچ نظری موجود نیست: