سلام خوبان
صبح مثل همیشه خواب موندم
ساعت نه کارمند جدیدمون آمد و مشغول شد به نام آقا هادی
ساعت دوازده شریک سابقمون اجازه فرمودند که اسباب اثاثیمون را ببریم
ساعت سه ناهار خوردیم
ساعت شش لوله کش آمد خونمون چون فاضلاب خونمون گرفته بود
ساعت هشت به این نتیجه رسیدیم که باید بنا بیاد تا زمین رابکنه وای که از این بدتر نمیشد حتما خانومها تصدیق می کنند
ساعت ده شام خوردیم
ساعت یازده فیلم پیانو را دیدیم راستا زنه آخرش میمیره یا زنده می مونه؟
ساعت یک مبلامون را جمع کردیم بخاطر بنایی
الانم دارم براتون می نویسم
فردا شما هم مجبورید کهاینها را بخوانید
خوش باشید
علی پرشین 9/5/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر