يک نفر لب حوض مسجد شاه به شدت و با شلاپ شلوپ فراوان داشت وضو ميگرفت. گفتند چرا اينقدر سفت ميمالي؟ گفت ميخوام يک وضوئي بگيرم که چهل تا ...ز هم نتونه باطلش کنه
این مطلب را در وبسایت اصغر آقا دات کام دیدم، داستان "شوک آفتابه" که دکتر شریعتی در یکی از کتابهایش به آن اشاره می کند به یادم آمد. به نظرم در کل این تیپ داستانها و جوکها بیشتر اعتقادات عوام را هدف قرار می دهد که خود به نوعی مبارزه با این نوع تفکر می باشد. سخنرانی سروش در هفته گذشته و این جمله که "فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیست و در جهل مرکب است ... " نیز جالب توجه است. در کنار آن می توان به سخنرانی آقای جنتی در نماز جمعه اشاره کرد که گفته است"در روايات نقل شده است كه كسي كه روز اول ماه رجب را روزه بگيرد به مدت يكسال از آتش جهنم دورمانده و موجبات دخول او در بهشت رضوان فراهم ميشود و عبادت در اين ماه اجر و پاداش بيشتري به همراه دارد." و این نکته که شما از این روایات برای ماه های شوال و رمضان و شبهای قدر و غیره هم کما بیش به همین فرم می بینید و می شنوید. از تمام اینها گذشته چیزی که برای من همیشه سوال بوده این است که آیا اصلا امکان این وجود دارد که زمانی در جامعه ای به طور کل از این نوع تفکر خلاص شویم یا نه؟ و یا اینکه چرا اصلا این نوع تفکر به طور نامحسوسی تبلیغ می شود؟ چه کسانی و به چه شکلی از این نوع تفکر نفع می برند؟ شاید در ظاهر پاسخ به این سوالات ساده باشد اما به نظرم اینطور نیست. به هر حال بد نیست که کسانی که از جامعه شناسی بیشتر سر در می آورند ودر این زمینه مطالعه دارند برای ما آن را بیشتر باز کنند
پی نوشت: من فقط به مثالهایی از ایران اشاره کردم که برای همه ملموس است. اینجا در تورنتو هم شما به نوعی این نوع تفکر را می بینید که البته میزان آن به نسبت، بسیار کمتر است
سعید
این مطلب را در وبسایت اصغر آقا دات کام دیدم، داستان "شوک آفتابه" که دکتر شریعتی در یکی از کتابهایش به آن اشاره می کند به یادم آمد. به نظرم در کل این تیپ داستانها و جوکها بیشتر اعتقادات عوام را هدف قرار می دهد که خود به نوعی مبارزه با این نوع تفکر می باشد. سخنرانی سروش در هفته گذشته و این جمله که "فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیست و در جهل مرکب است ... " نیز جالب توجه است. در کنار آن می توان به سخنرانی آقای جنتی در نماز جمعه اشاره کرد که گفته است"در روايات نقل شده است كه كسي كه روز اول ماه رجب را روزه بگيرد به مدت يكسال از آتش جهنم دورمانده و موجبات دخول او در بهشت رضوان فراهم ميشود و عبادت در اين ماه اجر و پاداش بيشتري به همراه دارد." و این نکته که شما از این روایات برای ماه های شوال و رمضان و شبهای قدر و غیره هم کما بیش به همین فرم می بینید و می شنوید. از تمام اینها گذشته چیزی که برای من همیشه سوال بوده این است که آیا اصلا امکان این وجود دارد که زمانی در جامعه ای به طور کل از این نوع تفکر خلاص شویم یا نه؟ و یا اینکه چرا اصلا این نوع تفکر به طور نامحسوسی تبلیغ می شود؟ چه کسانی و به چه شکلی از این نوع تفکر نفع می برند؟ شاید در ظاهر پاسخ به این سوالات ساده باشد اما به نظرم اینطور نیست. به هر حال بد نیست که کسانی که از جامعه شناسی بیشتر سر در می آورند ودر این زمینه مطالعه دارند برای ما آن را بیشتر باز کنند
پی نوشت: من فقط به مثالهایی از ایران اشاره کردم که برای همه ملموس است. اینجا در تورنتو هم شما به نوعی این نوع تفکر را می بینید که البته میزان آن به نسبت، بسیار کمتر است
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر