کل نماهای صفحه

دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۴

چشم به راه



گلی بی نام در آوای اکلیل آسمان
یک صندلی در سرسرای مداین, خالی از من و
سنگین تر از غبار
بر بلندای باد پیچ پچپپه, با چتر پنجه بر پیشانی پیرار
فراز می شوم
تا دور دست جهان را به خاطر باز آمدنت بنگرم
آن روز که تو رفتی ,روز بود
روشنائی روز سواد گامهای ترا می شمرد
!دریغا گل بی نام
!آوای اکلیل آسمان
سید علی صالحی
وحید 30/8/84

هیچ نظری موجود نیست: