!"دکارت می گفت : "من فکر می کنم ، پس هستم
!"آلبرکامو می گفت : "من طغیان می کنم ، پس هستم
: فریدون مشیری گفت
جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران
! خیال انگیز
ما ، به قدر جام چشمان ِ خود
از افسون این خمخانه
!سرمستیم
:در من این احساس
,مهر می ورزیم
پس هستیم
وحید 25/9/84
!"آلبرکامو می گفت : "من طغیان می کنم ، پس هستم
: فریدون مشیری گفت
جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران
! خیال انگیز
ما ، به قدر جام چشمان ِ خود
از افسون این خمخانه
!سرمستیم
:در من این احساس
,مهر می ورزیم
پس هستیم
وحید 25/9/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر