کل نماهای صفحه

چهارشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۴

ما و شما و مشکل هسته ای آقایان

رامتین عزیز در نوشته اش از خوانندگان وبلاگ خواسته بود که نظرشان را درباره موضوع انرژی اتمی که کم کم داره از شوخی به مساله ای جدی و جهانی تبدیل می شود بنویسند. از آنجایی که دوستان استقبال زیادی کردند و دیگر جایی در قسمت کامنت ها باقی نمانده بود بنده تصمیم گرفتم که نظرم را اینجا بنویسم!! در برخورد با موضوع هسته ای که از یک شوخی ساده شروع شد به اعتقاد من دوستان ایرانی خیلی هم بی گدار به آب نزدند. اگر دوستان کمی تا قسمتی بدون تعصب به تاریخ درخشان جمهوری مسلمانی ایران نگاه کنند می بینند که ما در کل یک ایده حاکم داریم و آن هم حفظ حکومت به هر قیمتی است پس فکر نمی کنم که به این سادگی ها خود رابه دست خود نابود کنند( نگاهی به داستان پایان گرفتن جنگ بیندازید). از طرفی عده ای که تعدادشان کم هم نیست منافع شخصی و گروهی شان در بحران آفرینی است. این عزیزان به نظر من گاهی یک کمی در محاسباتشان اشتباه می کنند که شاید عمدی است و یا شاید هم به دلیل ضعف در درک علوم ریاضیات و حساب و هندسه باشد. یک جنگ دیگر اگر به شکل حمله به مراکز هسته ای و ... باشد، هر چه که باشد یک حسن بزرگ دارد و آنهم تضمین اقلا ده پانزده سال حکومت بیشتر برای بحران آفرینان است. علت آنهم سرکوب هر نوع مخالفت به بهانه خون شهدا و ... است. از طرفی نبرد رو در رو بعید است که اتفاق بیفتد چرا که منطقه هنوز در حالت تعادل نیست و از طرفی مردم آمریکا به دلیل تمرکز مطبوعاتشان روی موضوع جنگ امروزه حساستر از گذشته هستند و کمتر هم از این ایده پشتیبانی می کنند. پس به یکی دو دوره ریاست جمهوری نیاز است تا بتوانند جنگی دیگر بر پا کنند. برای مثال به جنگ خلیج (فارس) و بعد جنگ عراق توجه کنید. حالا این موضوع که آقا این حق ما است که به انرژی هسته ای دسترسی داشته باشیم من با بقیه دوستان موافقم اما شما خودتان را بگذارید جای باقی دنیا که به اعتقاد ما زور می گویند، ما همزمان با بازگشایی مراکز غنی سازی مان اعلام می کنیم که اسرائیل باید از بین برود (یا همان از نقشه جهانی پاک شود). شما چه می کنید؟ شما اصلا می دانید که یهودی ها از چه قدرتی در نهادهای اجرایی برخوردارند. در تورنتو که شاید بشود گفت مهمترین مرکز قدرت در کانادا است بیشترین پست های کلیدی را جهود ها دارند. حالا شما می خواد بدتون بیاد یا خوشتون بیاد. این یک واقعیت است که کاریش نمی توانید بکنید. شاید باورتان نشود اما بیشتر وکلای صاحب نامی که من با هاشون به دلیل کارم برخورد کرده ام جهود اند. کم و بیش فکر کنم اوضاع در آمریکا هم همینطور باشد( رامتین بهتر می تواند در این مورد نظر بدهد). خوب با توجه به این موضوع شما فکر نمی کنید که اینها استفاده بهینه ازاین اعلان جنگ کوتوله های لی لی پوتی ایران بکنند؟ فراموش نکنید که بحران خارج از محل زندگی این غولهای سیاسی و اقتصادی اتفاق می افتد که به هر صورت منافع اقتصادی برای آنها خواهد داشت. فراموش نکنید که مدت هاست که با علم کردن مترسک ایران میلیاردها دلار اسلحه به کشورهای عرب خلیج فارس فروخته شده است. اما من هنوز نمی توانم تجسم کنم که این نقشه خاور میانه بزرگ چطور خواهد بود. باور دارم که دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. در کل من معتقدم اینکه تلاشی بشود که وابستگی ما به نفت کمتر بشود به خودی خود کاملا درست است اما آیا کوتوله های لی لی پوتی ما قدم درستی در این راه برداشته اند؟ راستی! از چه تاریخی منافع ملی اینقدر برای بعضی ها مهم شده است که ما بی خبر مانده ایم؟ آیا انرژی اتمی باعث خواهد شد که ما آمار فقر و فحشا را در کشورمان پایین بیاوریم. با توجه به اینکه سالهاست که دانشجویان ما اجازه تحصیل در رشته های مرتبط به دانش هسته ای را در خارج از ایران ندارند اصلا ما در کجا نیروی متخصص (و متعهد به قول آقایان) تربیت می کنیم؟ اگر توانستیم پاسخ این سوال ها را به درستی بدهیم آنگاه می توانیم گلوی مبارک مان را در زمینه احقاق حقوق ملی خود پاره کنیم. به نظر من بیش از انرژی اتمی آنچه حق مردم ایران است داشتن حکومتی است که آنها را به تاخت و بدون ترمز، به سمت پرتگاه نبرد

سعید

هیچ نظری موجود نیست: