با سلام به همه دوستان و با شادباش سالگرد وبلاگ مدتي است كه منتظر تكليف شارون بودم تا مطلبي در باره آرزوي مرگ بنويسم.اين موضوع رادر فرصت ديگر پي ميگيرم.اما در باره فناوري هسته اي
امروزه كشورهاي توسعه يافته را از روي توليد دانش؛ صنعت؛ثروت ملي؛آموزش عالي وميزان مشاركت در روند رشد فاكتورهاي زندگي نظير(ميزان مرگ ومير كودكان زير پنج سال؛نرخ اميد به زندگي ويا دسترسي به فرصتهاي رشد اجتماعي) مي شناسند.دست كم دو دهه از رشد مبتني بر دانائي
ميگذرد.به همين خاطر مسابقه عجيبي از سوي كشورهاي كمتر توسعه يافته اي همچون چين،هند؛برزيل
آفريقاي جنوبي،مالزي،كره جنوبي،امارات براي جذب سرمايه جهاني شكل گرفته است.به ميزاني كه در اين امر موفق باشند، حضور خود را در نهادهاي بين المللي راپر رنگتر كرده تا منافع مليشان را محافظت كنند.حال اگر كشوري كه خودش را پيشاپيش از اين روند جدا نگه داشته است .به فرض آنكه بتواند به تكنولوژي مهمي هم دست پيدا كند.مجال استفاده از آن را پيدا نكرده ويا آنقدر هزينه اش بالا ميرود كه امنيت مليش را در راهروهاي بين المللي ودر پشت درهاي بسته در حال چانه زني مي يابد.در
همسايگي ما دو كشورپاكستان وهند هر دو تكنولوژي هسته اي را در گرماگرم جنگ سرد بدست آوردند
و رژيم پهلوي نيزبراي برقراري موازنه بسود غرب مجوزگرفت.در عوض عراق هم بعدا وارد اين چرخه شد.با فروپاشي شوروي و اردوگاه شرق شرايط بين المللي دگرگون شد.درهند بدليل آنكه بورژوازي ملي حاكم بود توانست با بهره گيري از دمكراسي داخلي ورشد تكنولژي خود را شريك نظام بين المللي كرده تا جائيكه يكي از كشورهائي است كه امكان ورود به عضويت دايم شوراي امنيت را
پيدا كرده است.اما در پاكستان نظاميان حاكم فرصت رشد دمكراسي را به مردم ندادند.وهر كسي كه بر
سر كار آمداقوام وقبيله خودش را وارد دولت كرد.پاكستان هيچ صنعت ويا دانش مطرحي ندارد.و گذران روزمره اقتصاديش از كمكهاي آمريكا،سازمان ملل(بخاطر پناهندگان افغاني)ويا كشورهاي ثروتمند عربي مي باشد.طبيعي است رشد قاچاق ،فساد وتروريزم راههاي درآمدزاي پيش پاي جامعه اي باشد.
كه صرفا از زدوبندهاي سرمايه داري بر سر پاست.يك روز خاستگاه القاعده ميشود وروز ديگر ابزار
سركوب همانهائي كه خودشان ساخته اند.خودتان در نظر بگيريد كه هند يا پاكستان كداميك اعتماد جهاني
را به خود جلب مي كنند.بنابراين پاكستان حكايت كشوري است كه فقر، فساد،تعصب عقيدتي دامنگيرش ميباشد واين تكنولوژي برايش هيچ ارمغاني به همراه نياورده است.حال به ميهن خودمان مي رسيم.در صنعت ما حلقه هاي گمشده بسياري وجود دارد.پس از چهل سال پيكان تعطيل شد.چرا كه نتوانست
بازار داخل كشور را با انواع اقسام سياستهاي دولتي تامين كند چه رسد به بازارهاي بين المللي ،هر دانش
و تكنولوژي كه در داخل جذب نشود رشد وتوسعه اش محالست.بنابراين كي فرصت رشد كيفي را تا بدانجا مي يابد كه در بازارهاي بين المللي رقابت كند.داستان فرش ايراني با آنهمه تاريخ كه ريشه در فرهنگ ملي ما دارد را در بازارهاي بين المللي را ببينيد.پس بحث فناوري كه نتوانيم رشد وتوسعه
بدهيم در بهترين حالت كالا ي لوكسي است كه يا مهلت استفاده از آن را نمي دهند ويا اينكه ابزار دست
كساني ميشود كه برنامه اي ندارند تاآنرا همچون هند در جهت رشد واعتلا ي منافع ملي بكار گيرند.حالا
در نظر بگيريد كه قدرتهاي جهاني نسبت به جمهوري اسلامي ضديت دارند.دوالگوي بالا (هند و پاكستان) درصحنه بين المللي فقط نسبت به يكديگر دشمني دارند.هادي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر