اگر مریم و مینا و سوسن با هم بروند بیرون همدیگر را مریم جون و مینا جون و سوسن جون صدا می کنند اما اگر علی و حسین و رحیم با هم بیرون بروند همدیگر را خپل و مخ میخ و مردیکه عوضی صدا می زنند
وقتی چهار تا آقا با هم بیرون می روند در زمان پرداخت صورت حساب، نفری بیست دلار می گذارند اگرچه کل صورت حساب بیش از سی و دو دلار نیست. دلیلش هم این است که اسکناس کوچکتر یا پول خرد ندارند. ضمنا علاقه ای هم به گرفتن باقی پولشان ندارند. اما وقتی چهار تا خانم با هم می روند بیرون تا پیشخدمت صورت حساب را می آورد آنها هم ماشین حسابشان را در می آورند
یک آقا دو دلار می دهد تا یک جنس یک دلاری را که احتیاج دارد بخرد اما یک خانم یک دلار می دهد تا جنس دو دلاری که احتیاجی به آن ندارد را بخرد
در دستشویی خانه یک آقا شش قلم بیشتر وجود ندارد: مسواک، خمیر دندان، خمیر ریش، تیغ، صابون و حوله. در دستشویی خانه یک خانم به طور متوسط می توان سی صد و سی و شش قلم پیدا کرد که آقایان معمولا نمی دانند بیش از سه چهارم آنها اصلا چی چی هستند
معمولا یک خانم آخرین حرف را در یک دعوا می زند و هر کلمه ای که یک آقا بعد از آن بگوید خودش شروع یک دعوای جدید است
یک خانم تا وقتی ازدواج نکرده است درباره آینده اش نگران است اما همینکه ازدواج کرد خیالش راحت می شود. این قضیه در مورد آقایان دقیقا برعکس است
یک خانم با این امید که شوهرش عوض خواهد شد با او ازدواج می کند اما یک آقا به امید اینکه همسرش عوض نخواهد شد با او ازدواج می کند که معمولا اینطور نیست
خانم ها برای خرید، آب دادن گلهای باغچه، خالی کردن ظرف آشغال، جواب دادن تلفن، کتاب خواندن هم لباس شیک می پوشند. آقایان فقط در عروسی و عزا کت و شلوار می پوشند
خانم خانه همه چیز را درمورد بچه هایش مثل وقت دکتر و بهترین دوستان و غذای مورد علاقه و آرزوها و ... می داند. آقای خانه تنها چیزی که در مورد بچه هایش می داند این است که آنها آدم کوتوله هایی هستند که در خانه آنها زندگی می کنند
منبع : ؟
سعید
وقتی چهار تا آقا با هم بیرون می روند در زمان پرداخت صورت حساب، نفری بیست دلار می گذارند اگرچه کل صورت حساب بیش از سی و دو دلار نیست. دلیلش هم این است که اسکناس کوچکتر یا پول خرد ندارند. ضمنا علاقه ای هم به گرفتن باقی پولشان ندارند. اما وقتی چهار تا خانم با هم می روند بیرون تا پیشخدمت صورت حساب را می آورد آنها هم ماشین حسابشان را در می آورند
یک آقا دو دلار می دهد تا یک جنس یک دلاری را که احتیاج دارد بخرد اما یک خانم یک دلار می دهد تا جنس دو دلاری که احتیاجی به آن ندارد را بخرد
در دستشویی خانه یک آقا شش قلم بیشتر وجود ندارد: مسواک، خمیر دندان، خمیر ریش، تیغ، صابون و حوله. در دستشویی خانه یک خانم به طور متوسط می توان سی صد و سی و شش قلم پیدا کرد که آقایان معمولا نمی دانند بیش از سه چهارم آنها اصلا چی چی هستند
معمولا یک خانم آخرین حرف را در یک دعوا می زند و هر کلمه ای که یک آقا بعد از آن بگوید خودش شروع یک دعوای جدید است
یک خانم تا وقتی ازدواج نکرده است درباره آینده اش نگران است اما همینکه ازدواج کرد خیالش راحت می شود. این قضیه در مورد آقایان دقیقا برعکس است
یک خانم با این امید که شوهرش عوض خواهد شد با او ازدواج می کند اما یک آقا به امید اینکه همسرش عوض نخواهد شد با او ازدواج می کند که معمولا اینطور نیست
خانم ها برای خرید، آب دادن گلهای باغچه، خالی کردن ظرف آشغال، جواب دادن تلفن، کتاب خواندن هم لباس شیک می پوشند. آقایان فقط در عروسی و عزا کت و شلوار می پوشند
خانم خانه همه چیز را درمورد بچه هایش مثل وقت دکتر و بهترین دوستان و غذای مورد علاقه و آرزوها و ... می داند. آقای خانه تنها چیزی که در مورد بچه هایش می داند این است که آنها آدم کوتوله هایی هستند که در خانه آنها زندگی می کنند
منبع : ؟
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر