حدود سه چهار سالی است که یک سری آهنگ های ایرانی خصوصا قدیمی را از اینجا و آنجا دانلود کرده ام یا بهتر است که بگویم کرده بودم. حدود سه گیگابایت آهنگ از برنامه گلهای رادیو گرفته تا جواد یساری و اندی و ... در طول این مدت بعضی از آنها را روی سی دی کپی کرده ام که خیلی روی آنها حساب نمی کنم چون بعد از یک مدتی که از آنها استفاده می کنی روی آنها خش می افتد و بعضی از آهنگها قابل استفاده نیستند. چهارشنبه گذشته بالاخره بعد از دو ماه که یکی از دوستانم که هر چی نرم افزار مربوط به هر چی شما از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تجسم کنید را دارد بالاخره یادش آمد که جدید ترین برنامه کپی ساده سی دی را برایم بیاورد منم ذوق زده رفتم خانه و برنامه را کپی کردم تا یک سی دی پشتیبانی از تمام این فایل های موزیک و عکسهایی که در دو سه ماه گذشته گرفته ام، بگیرم!! همین که برنامه کپی شد دیدم که ویندوز اخطار داد که یک برنامه ای داره تلاش می کنه که به دفترچه آدرسهای ایمیلم دسترسی پیدا کنه. حدس زدم که ویروس باشه و برنامه را غیر فعالش کردم. اخطار بعدی این بود که سی دی ویندوز را بگذارید توی سی دی رام، چرا که بعضی فایلهای سیستم مشکل پیدا کرده اند. من که مطمئن بودم پیغام از ویندوز است این کار را کردم و نتیجه؟ هیچی!! سیستم دیگه بوت نشد و پیغامی تحت عنوان اینکه سیستم ویروسی است و قابلیت بوت شدن را از دست داده است گرفتم. سیستم را آوردم مغازه و بعد از کلی ور رفتن دیدم که ویروسی که روی سیستم آمده بود یکی از اعضای خانواده نامه های عاشقانه* بود و وقتی روی اینترنت چک کردم دیدم که بیشتر ویروسهای این دسته قابل پاک شدن هستند جز دو سه تای آنها که من یکی از آنها را گرفته ام. خوب چاره ای نبود و بعد از یک روز تمام وقت گذاشتن در حالی که به مشتری ها هم رسیدم بالاخره ظاهرا توانستم فایلهای موزیک را برگردانم به حالت عادی که البته در این مورد خیلی مطمئن نیستم چرا که روی سیستم مغازه کارت صدا نداریم و نمی توانم چکشون کنم اما به نظر می آید که یک اتفاقات مثبتی افتاده است. اما آنچه که کل حالم را گرفت این بود که عکسها کلا پاک شده اند. تمام دیروز مثل آدمهایی که گم کرده دارند کلی خودم را سرزنش کردم که چرا سی دی پشتیبان ندارم. الان هم هر چی فکر می کنم نمی دانم چرا اینطوری شد. دلم فقط برای عکسها می سوزه چرا که عکسهای تولد پارسا و ... هر کدام برای خودشان خاطره ای برگشت ناپذیر و غیر قابل تکرار اند. البته دوستم بهم گفت که اگر هارد را دست نزده بودم می توانست برایم یک کاری بکنه اما من که به شدت عصبی شده بودم زدم هارد را فرمت کردم. البته همین دوستم که در زمینه کامپیوتر یک چیزی تو مایه های خشایار سجادی است گفت که هنوز هم ممکنه بتونه برام یک کاری بکنه. حالا امروز قراره که برم یا یک کامپیوتر جدید بخرم یا اگر نشد اقلا یک هارد درایو بزرگتر از این ده مگابایتی که حکم عتیقه را دارد بگیرم و این را بدهم دوستم تا با برنامه ای که ادعا می کند حتی اگر هارد را دوبار فرمت کردید می تواند فایلها را برگرداند امتحانش کند و فایلها را برگرداند. من هنوز هم یک کمی امید دارم
* VBS.Loveletter.AS
* VBS.Loveletter.AS
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر