توضیح:بهمن فرمان آرا - کارگردان بنام سینمای ایران- پنج شنبه 8 دی ماه 84 به دعوت گروه باران به بابل آمده بود تا درزمینه ادبیات و سینما صحبت کند. مدتی از آن مراسم گذشته و نوشتن در مورد آن تا حال به تأخیر افتاده -که آن را به پای روزمرگی های فراوان من بگذارید- ولی چون نکته هائی شنیدنی و بدون تاریخ مصرف دارد بد ندیدم آن را برای دوست داران سینما بیان کنم. من نه گزارشگری می دانم و نه علاقه ای به آن دارم؛ هر چه در پی می آید رخ نشستی خام دستانه است از آن مراسم.فرمان آرا از نظر ظاهری قامتی میانه، چشمانی تیله ای و شکمی فربه دارد و از جهت رفتاری، علی رغم فضای غمبار فیلم هایش، به شخصه فردیست خوش صحبت و شوخ طبع که مایه عفت کلامش نیز گاهی کم رنگ می شود. وی در مورد خود چنین گفت:بعد از انقلاب ممنوع الکار بودم سالی یک فیلم نامه می نوشتم که رد می شده و یازدهمین فیلم نامه من همین «عطر کافور بوی یاس» بود. داستان کارگردانی که اجازه فیلمسازی ندارد و تصمیم می گیرد که درمورد مراسم تدفینش فیلم بسازد. گفتم: چرااین یکی تصویب شد؟ چون در مورد مرگ من است؟ [سیف الله] داد گفت: خانم شما فوت کرده؟ گفتم: نه، چه طور مگه؟ - آخه توی فیلم نامه خانم شما فوت کرده. گفتم: من حق انتخاب دارم ترجیح دادم اگه زنم قراره با چادر نماز توی رختخواب بخوابه ترجیح میدم توی فیلم نباشه [تشویق شدید حضار].بار اول قرار بود سر فیلم «بوی کافور؛عطر یاس» کس دیگه ای بازی کنه که هنر پیشه معروفی هم بود، ولی گفت: موهام رو بلند کردم وهمین طوری می یام [احتمالا فرامرز قریبیان بوده که مویش را برای فیلم «مرد بارانی» بلند کرده بود] زنگ زدیم به رضا [کیانیان] و بدون این که قراردادی باشه قبول کرد کار کنه؛ که دوستی ما از اون جا شکل گرفت. برای «خانه ای روی آب» به رضا گفتم: بازیگر فیلم هستی به شرط این که 20 کیلو اضافه کنی، وقتی 12 کیلو اضافه کرد، اومد پیشم وگفت: یک اتفاقی افتاده، من نمی تونم بند کفشم روببندم. گفتم: واسه همینه که من همیشه کفش بدون بند می پوشم [خنده حضار] تازه بدترهم میشه. گفت: بدترش چیه؟ گفتم: وقتی می خوای سوار ماشین بشی باید با "کون" بشینی بعد پاهاتو ببری تو، موقع بیرون اومدن هم باید هم باید خودت رو با استفاده از دستگیره بیرون بکشی. اتفاقا همه را توی فیلم اجرا کرد و حقم را گذاشت کف دستم.در «عطر کافور بوی یاس» به آخوند اشکال گرفتند که ترشرو است و ما نمی خواهیم چنین تصویری از روحانی ترسیم بشه باید بازیگر بگذارید. فقط این صحنه عوض شد ولی «خانه ای روی آب» آن قدر تک کلمه و جمله از توش در اومد که من گفتم این فیلم من نیست چون خودم نویسنده، کارگردان وتهیه کننده بودم گفتم نمی خوام فیلم به نمایش در بیاد. گفتند ازاین جا به بعد دست تو نیست خیلی سروصدا شده، سیاسی شده، حتماً باید پخش بشه.کاموا بافتن در فیلم، توسط خانم زمانی که مادر زمان است، سرنوشت دکتراست که دارد بافته می شود. پسری که حافظ قرآن است در سکانس آخر آیه هائی از سوره بقره را می خونه که: «آنهائی که از دین برای مقدس نمائی استفاده می کنند احمقند» گفتند آیه رو عوض کن؛ گفتم : قرآن رو خودم بهتر بلدم بخونم گفتند: زیر نویس نداشته باشه، اکثراً عربی نمی دونن و متوجه نمی شن.در فیلم صحنه هائی بود که نشان می داد پدر آن پسر حافظ قرآن از این طریق پول در می آورد که گفتند: باید حذف بشه.ازفیلم « یک بوس کوچولو» چیزی حذف نشده، نکته هائی بود که دیدند چون من خیلی سرو صدا می کنم و واکنش نشان می دم، گفتند به رسوائیش نمی ارزه.می گویند چرا خانم تهرانی؟ [در فیلم سمبل مرگ است]- کی دوست نداره تو بغل هدیه تهرانی جون بده [خنده حضار] نمی خواستم چهره مرگ بد تصویر بشه. در ادامه فرمان آرا کمی در مور برتری زنان نسبت به مردان صحبت می کند که با تشویق شدید زنان حاضر در مجلس می شود و زیر لب می گوید: چی کار کنیم "شب جمعه" هم هست، دچار مشکل نشیم [نیش خند مردان حاضر در مجلس]. گردش در کتابفروشی ها از تفریحات منه. یک بار توی یک کتابفروشی دیدم دو تا جوون در مورد شازده احتجاب صحبت می کنند. یکی از اونا گفت فیلم خوبیه فقط حیف که کارگردانش مرده (به ضم اول) [خنده حضار]از نویسندگان حاضرما که بیشتر به سبک نویسندگان روز دنیا می نویسه « اسماعیل فصیح» است. یکی دو سال تحقیق می کنه ودر دو هفته می نویسه ولی هوشنگ گلشیری برعکس عمل می کرد وقتی داستانی را شروع می کرد نمی دونست 3 صفحه میشه یا 300 صفحه.برای «چهره های ماندگار» می بینند کسی رو که عزرائیل پای حکمش رو مهر زده به عنوان چهره ماندگار معرفی می کنند. محمود دولت آبادی از بزرگ ترین نویسندگان ماست که باید جز چهره های ماندگار باشد.در فیلم جدیدم که در آلمان ساخته می شود تهیه کننده آلمانی است کیانیان و گلشیفته فرهانی از ایران هستند بقیه از ایرانیان مقیم آلمان چون نمی خواستیم بدون حجاب بازی کردن بعداً برای آنها مشکل ساز بشه البته اگر جز اقلیت باشند مشکل کمتری خواهیم داشت گویا موی مسیحیان کسی رو بر نمی انگیزه. خانم فرهانی تمام فیلم با مقنعه و چادر است.در پایان مراسم پرسش و پاسخ هم برگزار شد:• نام ژاله شما رو یاد چی میندازه ؟• من وقتی شب فیلم نامه می نویسم هر اسمی نظرم بیاد مینویسم یک بار جائی که همسرم هم کنارم بود خانمی گفت: این ژاله کیه که اسم هر سه شخصیت زن سه فیلم آخر شما ژاله است؟ من و زنم 38 ساله بدون اختلاف زندگی می کنیم والله ژاله توی لیست ما نبوده تا حالا [خنده حضار] به نظرم اسم خوش آهنگیه• نسب شما به قاجار می رسد؟• وقتی بوی کافور عطر یاس جایزه گرفت یک روزنامه تیتر زد که: جایزه برای شازده قاجار «فرمان آرا» با «فرمان فرما» فرق می کنه فرمان آرائی یک شغل بوده کسی که دور و اطراف فرمان های حکومتی را تزئین می کرده است .• شما بداهه هم کار می کنید؟ بعضی جاها مثلا هاشم پور در «یه بوس کوچولو» وقتی می گوید: «مثل گنجشک پریدم بیرون» یک حرکتی نشان می دهد که به استعداد خودش مربوط است ولی من کادر را تعیین می کنم که بیننده این قسمت را ببینه.توی فیلم «خانه ای روی آب» که عزت الله انتظامی در خانه سالمندان است و برای پسرش صحبت می کند بعد از چند جمله گریه می کند که من گفتم: عزت جون اگه این جا گریه کنی اون جائی که من می خوام باید "عر" بزنی. باید بعد از جمله «حداقل می تونم بگم خونه پسرم هستم» گریه کنی.
حسین میرزائی از بابل
حسین میرزائی از بابل
وحید 18/1/85
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر