مهاجرت روستاییان به شهرها یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی تاریخ معاصر ایران محسوب می شود در طول هشتاد سال اخیر جامعه دهقانی – فئودالی ایران آرام آرام و با فراز نشیب فراوان در کنار تحولات سیاسی و جهانی به جامعه ای شهری – بورژوایی تبدیل شده است تغییر ماهیت طبقه حاشیه نشین روستایی در شهرها به طبقه متوسط که اکثریت جمعیت کلان شهرها را تشکیل می دهند مجموعه ای از نگرشها روش ها سلیقه ها و آرمان شهری را به وجود می آورند که بر پدیده های پیرامونی خود تاثیر می گذارند ره آورد این تاثیر روستازدگی شهرهاست سلیقه اکثریت حاصل تجمع تمایلات روستایی با کمی غم غربت و دورافتادگی از اصل به اضافه نیاز های قوی و گسترش یافته مدرن شهری است این سلیقه بیش از آن که توسط نیروهای فرهنگی رسمی مستقر در شهرها سامان و شکل مدرنی بگیرد به علت فقدان این نیروها بر رسانه ها و هنرهای عمومی تاثیر می گذارند این طبقه اکثریت با استقبال یا روی گردانی از آثار تلویزیونی یا سینمایی سلیقه مطلوب خود را گسترش می دهند و حجم انبوه تری از تولیدات را به سلیقه خود معطوف می کنند حضور تولید کنندگان و هنرمندان برخاسته از این طبقه حاشیه نشین به مرکز آمده در دفاتر سینمایی و تشکیل ساز و کارهای مناسب تولید برای همه اجتماع و حتی کسب تحصیلات عالیه از مراکز آموزش عالی این سلیقه را مستحق توزیع و صاحب قدرت اقتصادی می کند به عبارت دیگر قشر حاشیه نشین صاحب آثار هنری و هنرمندان ویژه خود می شود
سینمای عامه پسند ایران مانند هر کشور دیگری با چنین ویژگی های اجتماعی به شکل ناخودآگاهی حاصل ضرب تمایلات روستایی در آرمان های فردی و اجتماعی مدرن شهری فرد فرد این طبقه است صفت توده ای و قالبی این طبقه رو به رشد از یک سو و حرکت جغرافیایی از جنوب شهر به شمال شهر از سوی دیگر باعث تنوع و تکثر این آثار می شود به طوری که می توان در هر بزنگاه اجتماعی- سیاسی – که در تاریخ معاصر کشورمان فراوان است – تحول این آثار را که ریشه ای جامعه شناسانه دارند پیدا کرد و به تحلیلی از تمایلات و آرمان های طبقه متوسطه و حاشیه نشین در آن ها رسید
موخره:سینمای عامه پسند ایران در دهه 1380 در تعامل با طبقه متوسطه همیشه در فراز و نشیب های فراوانی قرار داشته است تحولات اجتماعی آن قدر سریع به وقوع می پیوندد که از زمان تولید تا نمایش فیلم جامعه به سرعت تغییر کرده و به نظر می رسد برخی فیلم ها کهنه و برای ارتباط با مخاطبان ناکار آمد شده اند سینمای عامه پسند ایران باید بتواند خود را با تحولات اجتماعی هماهنگ کند و این هماهنگی یا فقدانش موفقیت یا شکست را برای فیلم ها رقم می زند بحث زیبایی شناختی درباره این آثار کاملا بی ربط است این فیلم ها موضوع مناسبی برای جامعه شناسی هستند نه برای دیدگاهی که سینمای ایران را با معیار برگمان و آنتونیونی و سینمای روشنفکری اروپا می سنجد در زمان اکران <<کما>> یک هفته نامه عامه پسند تیتر زد <<چاکریم حیایی مخلصیم گلزار >> یک هفته بعد موفقیت این تیتر باعث شد هفته نامه دیگری چنین تیتری بزند <<گلزار در کلاس جاهلی >> این ادبیات متناسب با این طبقه و فیلم هایش است
علیرضا محمودی مجله فیلم
وحید 27/1/85
سینمای عامه پسند ایران مانند هر کشور دیگری با چنین ویژگی های اجتماعی به شکل ناخودآگاهی حاصل ضرب تمایلات روستایی در آرمان های فردی و اجتماعی مدرن شهری فرد فرد این طبقه است صفت توده ای و قالبی این طبقه رو به رشد از یک سو و حرکت جغرافیایی از جنوب شهر به شمال شهر از سوی دیگر باعث تنوع و تکثر این آثار می شود به طوری که می توان در هر بزنگاه اجتماعی- سیاسی – که در تاریخ معاصر کشورمان فراوان است – تحول این آثار را که ریشه ای جامعه شناسانه دارند پیدا کرد و به تحلیلی از تمایلات و آرمان های طبقه متوسطه و حاشیه نشین در آن ها رسید
موخره:سینمای عامه پسند ایران در دهه 1380 در تعامل با طبقه متوسطه همیشه در فراز و نشیب های فراوانی قرار داشته است تحولات اجتماعی آن قدر سریع به وقوع می پیوندد که از زمان تولید تا نمایش فیلم جامعه به سرعت تغییر کرده و به نظر می رسد برخی فیلم ها کهنه و برای ارتباط با مخاطبان ناکار آمد شده اند سینمای عامه پسند ایران باید بتواند خود را با تحولات اجتماعی هماهنگ کند و این هماهنگی یا فقدانش موفقیت یا شکست را برای فیلم ها رقم می زند بحث زیبایی شناختی درباره این آثار کاملا بی ربط است این فیلم ها موضوع مناسبی برای جامعه شناسی هستند نه برای دیدگاهی که سینمای ایران را با معیار برگمان و آنتونیونی و سینمای روشنفکری اروپا می سنجد در زمان اکران <<کما>> یک هفته نامه عامه پسند تیتر زد <<چاکریم حیایی مخلصیم گلزار >> یک هفته بعد موفقیت این تیتر باعث شد هفته نامه دیگری چنین تیتری بزند <<گلزار در کلاس جاهلی >> این ادبیات متناسب با این طبقه و فیلم هایش است
علیرضا محمودی مجله فیلم
وحید 27/1/85
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر