روز سوم
مدت اقامت ما در فرانسه خیلی کوتاه بود امروز مستر فت گفت باید تا چند ساعت دیگر برویم فرودگاه و سوار هواپیما شویم چون به خاطر وقایعی که در طول سفرمان رخ داده چند روزی از برنامه عقبیم اما ما گفتیم عمرا سوار هواپیما شویم. مستر فت پرسید: آخه چرا؟ سزار گفت : اگه سوار هواپیما شدیم ناگهان همه موتورهایش از کار افتاد یا یک جای هواپیما دچار نقص فنی شد یا چرخها یش موقع فرود باز نشد و هواپیما خورد زمین آن وقت چی؟ مستر فت گفت: خوب بلیطها را کنسل می کنم با کشتی برویم
سزار دوباره گفت : ا… اکه وقتی سوار کشتی شدیم ناگهان همه موتورهایش از کار افتاد یا یک جاییش نقص فنی شد یا بنزینش تمام شد یا چرخهایش موقع فرود باز نشد چی؟
مستر فت با تعجب گفت: ولی کشتی که چرخ نداره
سزار شانه هایش را بالا انداخت و گفت : معلوم نیست … حادثه که خبر نمی کنه یکهو اتفاق می افته
مستر فت که حسابی عصبانی شده بود داد زد : اصلا همین جا بتمرگید هیج جا نمی رویم
اما این بار هم سزار گفت : ا … زرنگی اینجا بنشینم که یکدفعه یک هواپیما که ناگهان همه موتورهایش از کار افتاده یا یک جاییش نقص فنی شده یا بنزینش تمام شده یا چرخهایش موقع فرود باز نشده بخورد به ساختمان هتلمان و همه جوانمرگ شویم
با تمام شده جمله سزار مستر فت چنان فریادی زد که بشمار سه همه سوار هواپیما شده پس از بستن کمربندها صندلی ها را به حالت اولیه برگردانده و آماده پرواز شدیم فقط امیدوار بودیم در راه وقتی کمی خلقش سر جایش آمد بتوانیم قول یک تحقیق و تفحص آبرومندانه را در صورت به وقوع پیوستن احتمالات سزار از او بگیریم
پایان
وحید 3/2/85
مدت اقامت ما در فرانسه خیلی کوتاه بود امروز مستر فت گفت باید تا چند ساعت دیگر برویم فرودگاه و سوار هواپیما شویم چون به خاطر وقایعی که در طول سفرمان رخ داده چند روزی از برنامه عقبیم اما ما گفتیم عمرا سوار هواپیما شویم. مستر فت پرسید: آخه چرا؟ سزار گفت : اگه سوار هواپیما شدیم ناگهان همه موتورهایش از کار افتاد یا یک جای هواپیما دچار نقص فنی شد یا چرخها یش موقع فرود باز نشد و هواپیما خورد زمین آن وقت چی؟ مستر فت گفت: خوب بلیطها را کنسل می کنم با کشتی برویم
سزار دوباره گفت : ا… اکه وقتی سوار کشتی شدیم ناگهان همه موتورهایش از کار افتاد یا یک جاییش نقص فنی شد یا بنزینش تمام شد یا چرخهایش موقع فرود باز نشد چی؟
مستر فت با تعجب گفت: ولی کشتی که چرخ نداره
سزار شانه هایش را بالا انداخت و گفت : معلوم نیست … حادثه که خبر نمی کنه یکهو اتفاق می افته
مستر فت که حسابی عصبانی شده بود داد زد : اصلا همین جا بتمرگید هیج جا نمی رویم
اما این بار هم سزار گفت : ا … زرنگی اینجا بنشینم که یکدفعه یک هواپیما که ناگهان همه موتورهایش از کار افتاده یا یک جاییش نقص فنی شده یا بنزینش تمام شده یا چرخهایش موقع فرود باز نشده بخورد به ساختمان هتلمان و همه جوانمرگ شویم
با تمام شده جمله سزار مستر فت چنان فریادی زد که بشمار سه همه سوار هواپیما شده پس از بستن کمربندها صندلی ها را به حالت اولیه برگردانده و آماده پرواز شدیم فقط امیدوار بودیم در راه وقتی کمی خلقش سر جایش آمد بتوانیم قول یک تحقیق و تفحص آبرومندانه را در صورت به وقوع پیوستن احتمالات سزار از او بگیریم
پایان
وحید 3/2/85
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر