مدتی است که موضوعی خیلی پیش پا افتاده گوشه ذهنم جا خوش کرده و کم و بیش اذیتم می کنه. سوال خیلی ساده است اما به نظر من پاسخ خیلی هم ساده نمی آید. موضوع از آنجا شروع شد که هر جا رفتم دیدم که یک سری اشیاء مثل گلدان کریستال و بشقاب و مجسمه و ... به عنوان دکور اینجا و آنجا با سلیقه و گاهی هم بی سلیقه چیده شده اند. و اما چرا این اشیاء بی زبان به قول نه چندان معروف رفته اند توی اعصاب من خودم هم نمی دانم اما هر چه بیشتر بهشان فکر می کنم بیشتر آزارم می دهند. ببینید من خودم هم این عادت را دارم که هر جایی که می روم یک مجسمه ای بشقابی عکسی چیزی به یادگار می آورم خانه اما اگر خوب نگاه کنیم در خانه بیشتر ما این اشیاء از این نوع نیستند و بیشتر آنها را در فروشگاه های محلی خودمان خریده ایم. به عبارت دیگر: آقا جان اگر میروی چین و ماچین و یک گلدان چینی خوشگل می آوری و می گذاری یک گوشه ای که گهگاهی یاد خاطراتت با چشم بادومی ها بیفتی! و یا یک مجسمه ایفل از پاریس می آوری و گوشه اتاق پذیرایی ات می گذاری که به مهمانهایت نشان بدهی و موضوعی برای گفتگوی یک عصر کسل کننده جمعه بهاری داشته باشی، من این را متوجه می شوم اما موضوعی که خوب برام جا نمی افته حکمت پر کردن گوشه گوشه خانه مان با اشیای قیمتی و نه چندان قیمتی است. اگر می گویید که از دیدنشان لذت می بریم من یکی باورم نمی شود چرا که دختر چشم آبی موبور همسایه که بی خواب و خوراکمون کرده بود و آخر سر هم با هزار و یک شرط و شروط و مهریه چند میلیارد تومانی به ازدواجمان در آمد و فکر می کردیم که بدون او می میریم، از سال دوم ازدواجمان، بودن و نبودنش برایمان علی السویه شد اینها که بشقاب و گلدان و مجسمه اند. اگر وجود این اشیاء برای این است که دیگران که به خانه شما می آیند از دیدن آنها لذت ببرند بازهم من مشکل دارم! شرمنده اما واقعیت است! باید بپذیریم که اهل پز دادن هستیم! چرا و اما هم ندارد. اگر فکر می کنید که این چیزها اینجا و آنجا هستند که باعث شوند که خانه مان زیباتر به نظر بیاید، به نظر من راه های بسیار زیاد و متفاتی وجود دارند که باعث می شوند خانه مان زیباتر به نظر بیاید. راستی راستی دلیلش چیه؟ دلیلش هر چی هست باشه من یکی هنوز هم اگر یک مجسمه زیبا ببینم میخرم و می گذارمش یک گوشه ای اما این دلیل نمی شود که به این موضوع فکر نکنم
سعید
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر