کل نماهای صفحه

جمعه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۵

یکی نیست به من بگه آخه تو رو سننه

چند دقیقه پیش داشتم به خبرهای لبنان گوش می دادم که ساناز آمد بالا و پرسید که خسته نشدی از این لبنان و خبرهاش؟ چقدر خبرهای لبنان را دنبال میکنی؟ خوب که چی؟ به ما چه؟ عکس العمل من که چه عرض کنم واکنش انفعالی من این بود: آینده تمام آبا و اجداد و بستگان ما بستگی به همین جنگ لعنتی لبنان داره !! فردا که یک بمب اتم وسط تهران منفجر کردند آنوقته که متوجه ارتباطش میشی! گفت هیچوقت امکان نداره یک همچین اتفاقی بیفته! و رفت پایین! البته می دونم که اغراق کردم اما یک حس غریبی به من میگه عاقبت شعله های این جنگ احمقانه دامن مردمان مرا هم خواهد گرفت. همان مردمانی که سر در برف مثل کبکی کوچک فکر می کنند که دشمن آنها را نمی بیند. همان مردمانی که با انشاء الله و ماشاالله کارشان را پیش می برند. همون مردمانی که دعای نادعلی گره گشای مشکلات روزمره شان است و نه تدبیر و عقل. همان مردمان کوچه و بازار که وان یکاد می خوانند و به دور و برشان فوت می کنند تا شیطان را از خودشان دور کنند. همانهایی که هنوز بر این باورند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و با مشتهای گره کرده در خیال خود به غرب تو دهانی میزنند! دلم می گیرد از اینهمه سادگی! از اینهمه بیخیالی! بازی با دم شیر. اما شاید هم به راستی ساناز درست می گوید! به من چه دهان کودک لبنانی که به امید شیشه شیری باز شده بود به ترکش بمبی پر خون شد. اصلا به من چه مربوط است که کودک لبنانی به جای آنکه فردا در زمین خاکی سر کوچه فوتبال بازی کند امروز به جای خالی پاهایش زیر ملافه سپید خیره شده است. منکه دارم نان و پنیرم را می خورم. اصلا نهایتا یک بیست سی سنتی قیمت بنزین توی تورنتو بیشتر میشه! سر و تهش در ماه بیست دلار بیشتر پول بنزین میدیم! مگه غیر از اینه؟ گور بابای عربهای سوسمار خور هم کرده! خاک برسرشون می خواستند عرب به دنیا نیان! اصلا اینها اگر لیاقت داشتند که فارس می شدند نه عرب. عرب یعنی بی تمدن! من با سابقه بیست و پنج قرن تمدن چرا باید دلم به حال این خاک برسرهای سوسمارخور بسوزه! بهتر که برم سالاد و جوجه کبابم را بخورم! راست میگه! من دلم به حال اینها نباید بسوزه. باید فکر خودم باشم. مهم اینه که وزنی را که کم کرده ام باید یکجورایی کنترل کنم. اصلا به من چه که آن لبنانی خیکی شکم گنده زیر آوار ماند! می خواست رژیم غذایی سواحل جنوبی را رعایت کنه تا در موقع حمله بتونه به موقع فرار کنه. اصلا علت اینکه اینها دارند می میرند اینه که وزنشون زیاده و تحرک ندارند
بهتره که خفه شم. میدونم که وقتی که جوش میارم فقط دری وری میگم. شرمنده

سعید

هیچ نظری موجود نیست: