کریمی پر غرور توی زمین راه میرود نمی داند که چه خوابی برایش دیده اند ... باز هم یک نیمه رویایی صفر – صفر در مقابل نایب قهرمان اروپا چراغ امید را روشن نگه داشته اما 45 دقیقه دیگر باقی است برانکو در رختکن بلند بلند می گوید: توی محوطه جریمه نزنید زیر توپ ...آقارحمان مثل بازی با مکزیک نشه ... حسین کعبی خیلی خوبه ... نذار نفس بکشه آنطرف هم اسکولاری سر بازیکنانش فریاد می زند بعد از استراحت دوباره دادکان پله ها را به سمت صندلی بالا می رود توصیه ها این دفعه جدی و محکم بوده و حتما تعویض صورت می گیرد برانکو هم به قولش عمل می کند رسول جای معدنچی به بازی می آید و فریدون به جای علی کریمی البته باز هم دیر می شود دو دقیقه قبل دکو گل اول را برای پرتغال زده و حملات پرتغال همچنان ادامه داردکریمی به کنار نیمکت که می رسد یک لگد جانانه به یکی از ساک ها می زند و این مساوی است با بازی نکردن در بازی بعد از این به بعد است که کریمی می زند به سیم آخر یک ربع بعد رونالدو پنالتی را گل می کند 0-2 یحیی روی برانکارد درد می کشد بیست دقیقه بعد زمین از بازیکنان خالی می شود اسکولاری دادکان و برانکو را در راهروگیر انداخته و با انها حرف می زند از بازی تعریف می کند و دست هایش را به هم می مالد از پشت سرش فیگو با صورت خراشیده رد می شود حسین کعبی آن طرف در رختکن ایران گریه می کند برانکو که وارد رختکن می شود کریمی دهانش باز می شود مستقیم و بی واسطه هر چه دلش می خواهد می گوید فکر نکنید برانکو فارسی بلد نیست نه او همه حرفها را می شنود هاشمیان و رضا عنایتی هم به پر وپای هم می پیچند هاشمیان به مهاجم استقلال می گوید اینجا باشگاهش نیست و شرایط تیم ملی را رعایت کند از آن روحیه فداکارانه اول بازی خبری نیست آرزوها بر باد رفته و همه چیز دارد همانطور پیش می رود که رئیس سازمان می خواست پیش بینی های علی آبادی در مورد نتایج مسابقات کاملا اشتباه بود او تنها مقام ورزشی در جام جهانی است که نتایج بازیهای ایران را به تفکیک و با ذکر تعداد گل پیش بینی کرده ... بازیکنان دوباره باید به اتوبوس برگردند دم در اتوبوس باز هم مشکل جاهست مسئولان باز هم دوست دارند در اتوبوس باشند اما در نهایت دادکان اجازه نمی دهد حالا همه به فکر بازگشت هستند برگشت به فردریش هافن و حتی در تهران مهدی مهدوی کیا می گوید : دیگر انگیزه ای ندارم بقیه هم مثل من هستند بازی با آنگولا هم دیگر فرقی نمی کند
اتوبوس سبز راه می افتد و موبایل ها در لیموزین ها روشن می شود بحث دادکان دوباره اوج گرفته بحث برکناری توی اتوبوس اما همه از رئیس حمایت می کنند رسول به یکی از اعضای کادر فنی می گوید : ناراحت دادکان هستم ... خیلی برای این تیم زحمت کشیده ... یحیی هم جملا ت مشابه را در گوش فراهانی می خواند : سازمان برای ما چه کار کرده ... این بنده خدا که خیلی زحمت کشید ... برانکو آن جلو نشسته به این فکر می کند که عقب تر پشت سرش چه ها که نمی گویند
وحید 27/5/85
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر