کل نماهای صفحه

پنجشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۵

مدرسه یا دردسر

مدرسه رفتن آقا زاده شده دردسر!! لابد می پرسید چرا!؟!؟ این پسرک ما هنوز چهار سالشم نشده اما طبق سیستم کانادا باید بره مدرسه. در سیستم آموزشی کانادا معلم ها اکثرا این احساس بهشون دست میده که در حقشون اجحاف شده و ایشان باید دکتر می شدند نه معلم!! علتش هم این است که کارشون از صبح تا شب اینه که رفتار بچه ها را تجزیه و تحلیل کنند. حالا اگر یک چیزی سرشون میشد مشکلی نبود اما باور کنید گهگاهی یک چیزهایی می شنوید که مختون از لایه های داخلی شروع به خاریدن می کنه. اعصابتان بهم میریزه اما کاری نمی توانید بکنید. کسی را می شناسم که پسرش یک کم شلوغ پلوغه! معلمش گزارش کرده به دکتر و دکتر هم بهش قرص داده که حواسش جمع بشه. قرصها هم کاری نمی کنند جز اینکه پسرک ده یازده ساله را کرخت می کنند. پدر و مادرش هم نمی توانند کاری بکنند چرا که قانون به راحتی می تواند بچه را ازشون بگیره. باور کنید داستان به همین سادگی است!! و اما داستان پارسا: آقا زاده ما خیلی خجالتی و ساکت است. با آنکه تمام حروف الفبا را بلد است و از یک تا ده به انگلیسی می شمره و کلی توی خونه انگلیسی بلغور میکنه اما در مدرسه لام تا کام حرف نمیزنه و با کسی دوست نشده. البته تا حالا فقط چهار روز رفته مدرسه اما عین چهار روز را معلمش شکایت کرده که حرف نمی زنه و با کسی بازی نمی کنه و از این شر و ورا. امروز ساناز که از مدرسه آورده بودش زنگ زد محل کارم و گفت که احساس میکنه که این معلمه منظورش اینه که پسر یکی یدونه ما خدایی نکرده خل و چله یا یکجورایی مشکل داره. واقعا نمی دانم تا چه حد احساس ساناز درسته اما من فردا دارم میرم که با معلمش یک صحبتی بکنم ببینم حرف حسابش چیه!! آیا جدا داره کمک میکنه که پارسا از یک بچه خجالتی به بچه ای اجتماعی بدل بشه یا فقط داره دردسر درست میکنه. در صورتی که دنبال شر میگرده با یک کم گرد و خاک بشونمش سر جاش و بهش حالی کنم که احمق خودشه نه بچه من!!! نهایتا اگر نشد از مدرسه میاریمش بیرون چرا که مهد کودک اجباری نیست. اگر با مدرسه اش مشکل پیدا کنم شاید مجبور بشم مهاجرت کنم به یک جای دور مثل گینه بیسائو که بتونم خودم بهش درس بدم!!! اینم از یک کشور مثلا پیشرفته که همه را مثل ماشین می خواهند و توی یک قالب. چند وقت پیش با یک دکترداروساز صحبت بود می گفت که اگر به من بگوید چقدر نسخه در روز می گیرد که نه تنها برای مثلا بیمار فایده ای ندارند بلکه بسیار مضر هم هستند باور نخواهم کرد!!! می گفت که باور دارد که کارخانه های داروسازی شبکه ای مافیایی تشکیل داده اند و فقط می خواهند که دارو بفروشند و در این مسیر البته چیزی که برای ایشان مهم نیست آدمها هستند

سعید

هیچ نظری موجود نیست: