کل نماهای صفحه

جمعه، مهر ۲۸، ۱۳۸۵

سرباز وطن

پرده اول
دو هفته ای از پایان المپیک آتن می گذشت مدال آوران کاروان ایران کارشان شده بود رفتن به این مراسم و آن جشن و فلان بزرگداشت از صبح تا شب از آسمان سکه لوح وجایزه می بارید وضع یک نفر از همه بهتر بود حساب قوی ترین مرد جهان با همه فرق داشت و میهمانی های بیشتر به افتخار او ترتیب داده می شد فضا گل و بلبلی بود
یکی از شرکت های نیمه دولتی در مراسمی به حسین رضازاده و هادی ساعی حواله یک دستگاه پژو پرشیا داد حاج حسین از اینکه هنوز خودرو پرشیا حاضر نبود کمی دلخور بود اما مسئولان وعده داده اند که اتومبیل حدود 25 روز دیگر آماده می شود
بیست و پنج روز گذشت و مراسم ویژه کمتر و کمتر شد یک روز موبایل حاج حسین زنگ زد: آقای رضازاده از دفتر ... تماس می گیرم خدمتتون عرض کنم که پرشیا شما آماده شده و می تونید تشریف بیارید و تحویل بگیرید ... جواب برق آسا و حیرت انگیز بود
چی می دین بیام ماشینمو بگیرم
آنطرف خط طرف بریده بود چیزی برای گفتن نداشت

پرده دوم
دیگر کمتر از قهرمانان المپیک دعوت می شد حدود 2 ماهی از المپیک گذشته بود اما باشگاه سایپا هنوز قهرمان جهان و المپیک را سورپریز نکرده بود خبر رسید که قرار است یک ماکسیمای صفر کیلومتر از طرف سایپا به رضازاده تقدیم شود روز مراسم فرا رسید و ماکسیما گل زده در محوطه آکادمی شد کانون خبر رضازاده به صورت نمادین سوار ماکسیما شد و راه افتاد و رفت ملت به خیال اینکه الان سر و کله حاج حسین پیدا می شود منتظر ماندند سران سایپا هم همینطور بیست دقیقه ای گذشت و خبری نشد مدیر سایپا اشاره ای کرد و یک نفر شماره را گرفت
آقای رضازاده کجا هستید؟ مقامات منتظر شما هستند مراسم تمام نشده
چه مراسمی؟ من الان نزدیک عوارضی کرج هستم ... دو سه روز دیگه بر می گردم
این طرف خط تعداد زیادی فک افتاده بود پایین

پرده سوم
شب قهرمانی در مسابقات جهانی 2005 در دوحه است حاج حسین خسته و کوفته از سفارت ایران برگشته در حالی که اتاقش پر از جوایزی است که ایرانی های مقیم قطر به او و بقیه وزنه بردارها داده اند مثل کودکان ذوق زده کادوها را باز می کند
پتو بابا پتو می خوام چی کار
عطر بد نیست کمی به تنش اسپری می کند
دوربین فیلم برداری ازاینم که دارم می فروشمش
لای یکی از هدایا یک برگ فدایت شوم با دستخط کودکانه است : جهان پهلوان رضازاده دوستت دارم پهلوان با بی حوصلگی کاغذ را
پرت می کند به گوشه ای از اتاق یکی دو نفری که در اتاق هستند مات و مبهوت مانده اند
پرده چهارم
اردوی مسابقات جهانی 2006 دومینیکن روز رکورد گیری است اما اصل کاری نیامده بعضی ها رفتند که راضی اش کنند بیاید اما بی فایده است حاج حسین گفته که وضع اردو خوب نیست و بدون پول وزنه نمی زند <<بودجه فدراسیون شده یک میلیارد پس چرا نباید به ماها بیشتر پول بدن!؟>> فردا خبر می رسد که ذی حساب فدراسیون سری به اردو زده و کارها را راست و ریست کرده حاجی 220 کیلو را مثل پر از زمین می کند چند دقیقه بعد می گوید : مشکل خاصی نبود ما ورزشکار ملی هستیم و باید مثل سرباز برای وطن بجنگیم به هر حال از امروز دوباره تمرین را شروع کردم هیچ عجب نیست که فک همه سربازان مملکت افتاده باشد پایین حاج حسین خوب سربازی است, خوب
________________________________________________
این مطلب رو از مجله نسیم انتخاب کردم نه به اون خطر که این آدم رو به لجن بکشم هدفم بیشتر انتقاد از مسئولین ورزشی و سیاسی کشوره که برای پیشبرد مقاصد خودشون ازاین آدم یه بت ملی و مذهبی ساختن
رضازاده از نظر ورزشی بدون شک یه نابغه ست افتخاراتی که برای ورزش ایران آورده بی نظیره اولین ورزشکار ایرانی که تو المپیک 2 مدال طلا گرفته جهت یاد آوری ایران 28 سال بود که مدال طلا المپیک نگرفته بود تا اینکه سال 1996 تو المپیک آتلانتا رسول خادم تونست نابغه کشتی روسها <خادارتسف> رو شکست بده
تو المپیک دو رشته هست که مدالش خیلی اهمیت داره یکی دو 100 متر که قهرمانش به عنوان سریع ترین مرد جهان انتخاب میشه یکی هم دسته سنگین وزن وزنه برداری که قهرمانش به عنوان قوی ترین مرد جهان شناخته می شه جالب اینجاست که قبل از اینکه رضازاده قهرمان المپیک بشه همیشه قهرمان المپیک در سنگین وزن از روسیه بود <<تو المپیک سیدنی که روسها بدجوری قافیه رو باخته بودن مجبور کردن وزنه بردارشون در آخرین وزنه ای که قرار بود بزنه وزنه 272.5 کیلو رو انتخاب کنه که در صورت زدنش قهرمانی این دسته رو از دست ندن اون بنده خدا هم حتی نتونست وزنه رو به بالای زانوهاش برسونه >> من بشخصه براش آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم که بتونه تو المپیک پکن سومین طلای المپیکشم رو بگیره
یه نکته هم خطاب به نویسنه این مطلب در مجله نسیم : دوست عزیز مسئولین کشور دوست دارن حسین رضازاده سرباز وطن باشه اونا دوست دارن یه بت مذهبی از این بنده خدا بسازن و گرنه همه می دونن رضازاده یه وزنه برداره نمیشه بیشتر از این ازش توقع داشت نمی دونم مسئولین صحنه رقصیدن حسین رضا زاده رو تو تولد ایوانف رو موبایلاشون دیدن یا نه با اون هیکش چنان قر می ده که فکر کنم خردادیان اگه ببینه بیاد جلوش لنگ بندازه دوست عزیز اگه نگران جوایزی هستی که به این بنده خدا می دن فکر نکنم تمام این جوایز رو جمع کنید به نصفه مبلغی که 5 سال پیش ترکها به عنوان پیش پرداخت بهش پیشنهاد دادن برسه
قصد من توجیه کردن اشتباهات رضازاده نیست حرفه من سره اینه که از هر کسی اندازه خودش توقع داشته باشیم نه بیشتر
وحید 28/7/85


هیچ نظری موجود نیست: