کل نماهای صفحه

پنجشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۵

تابلوهای تبلیغاتی


وقتی که اینترنت با سرعت بالا گرفتم، اخوی آمریکایی گفت که من آخرین نفری هستم که در آمریکای شمالی این کار را انجام داده ام و بعد از من نسل اینترنت دایال آپ ور افتاد. چیزی که بهش نگفتم این است که اینطور نیست چرا که یک خط دایال آپ با ماهی ده دلار برای استفاده در فروشگاهمون گرفته ام!! چرا؟ چون رئیسمون با میلیون ها دلار پولی که داره برای همسر گرامی خودش دایال آپ گرفته و به منم گفت که اگر می خوام اینترنت داشته باشم باید هزینه اش را از جیب مبارکم بدهم!! خوب منهم صد و بیست دلار در سال می دهم و در عوض اقلا در هفته صد و بیست دلار از وقتم را که ایشان پولش را می دهند پای اینترنت صرف می کنم!! این به اون در!! دلیل اینکه به این نکته اشاره کردم این است که پارسال بهمن ماه وقتی که دوربین دیجیتال خریدم دیگه خجالت کشیدم به اخوی آمریکایی بگم چرا که دیگه مطمئن بودم باورش نمیشه که من هنوز از دوربین فیلمی استفاده می کنم. به هر حال چیزی که باعث شد تمام این مطالب نا مربوط و به قول علما لایتچسبک به خاطر من بیاید این بود که امروز داشتم سایت بی بی سی فارسی را چک می کردم که به یک سری عکس از تابلوهای تبلیغاتی در تهران برخوردم که برام جالب بود و یادم انداخت که از وقتی که دوربینم را خریده ام همه اش می خواستم این کار را انجام بدهم و از تابلوهای تبلیغاتی دور و برم عکس بگیرم و آنها را روی وبلاگ بگذارم اما دو نکته باعث شده که این داستان به تاخیر بیفتد اول دومی را می گویم: دوم اینکه برای اینکار وقت آزاد لازم دارم که در لغتنامه من این واژه یافت می نشود و از آن مهمتر اولا است که دوم می گویمش و آن این است که وقتی خوب نگاه می کنم می بینم که بیش ازنیمی از تبلیغات حالا چه با ربط چه بی ربط یک خانم نه چندان محجبه که چه عرض کنم کمی تا قسمتی عریان دارند که مطمئن نیستم بشه آنها را روی وبلاگ گذاشت

سعید

هیچ نظری موجود نیست: