کل نماهای صفحه

یکشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۵

حراجی های آخر فصل

می پرسم:" می تونم کمکی بکنم؟" میگه: آره. من کفشی خریده ام که یک سایز بزرگه! شما چی دارید که بگذارم جلوش که اندازه بشه. با تعجب نگاهش می کنم و میگم: فکر نمی کنی باید بری کفاشی؟ ما اینجا لوازم طبی می فروشیم و کفی طبی کفش هم داریم. با یک نگاه عاقل اندر سفیه که مخصوص سفیدها در مقابل خاورمیانه ای هاست به من گفت خوب اگر کفشم بزرگ باشه پام دچار مشکل میشه دیگه. پس خیلی هم بی ربط نیست!! گفتم ما برای پیشگیری چیزی نداریم برو هر وقت پاهات دچار مشکل شد برگرد من راه حل برات دارم!! ازش پرسیدم: ببخشید اگر حمل بر فضولی نمی کنید، می تونم بپرسم چرا کفش یک سایز بزرگتر خریدی؟ برقی توی چشماش زد و با شادی کودکانه ای گفت: حراج آخر فصل بود و هشتاد درصد تخفیف داشت اما سایز پای من را نداشتند. منم نتونستم ازش بگذرم! گفتم آها!! رفت و یاد کاپشنی افتادم که توی فروشگاه گپ دیدم. پنجاه درصد تخفیف داشت اما سایزهای بزرگش مانده بود با اینحال وسوسه شدم که بخرم و برای امتحان تنش کردم. پارسا باهام بود. شروع کرد به خندیدن و گفت بابا خیلی خنده دار شدی! چقدر گنده است!! سریعا درش آوردم. خوب وقتی یک بچه چهارساله متوجه بشه که بزرگه یعنی مشکل یک ذره دو ذره نیست بلکه خیلی بزرگتر از اندازه ام است. راستی باید به اون خانم جوان می گفتم دفعه بعد پارسا را هم با خودش ببره شاید بهتر خرید کنه

سعید

هیچ نظری موجود نیست: